حد سود در الگوی ENGULFING


کندل استیک یا شمعدان چیست؟ 5 الگوی مهم

کندل استیک نوعی ابزار تصویری برای ثبت قیمت ها است که در تحلیل تکنیکال استفاده می شود.

این نماد دارای یک بازه زمانی(تایم فریم) است.

این نماد به ما نشان میدهد که ابتدای بازه زمانی قیمت چه بوده است در انتهای بازه زمانی قیمت چقدر بوده است، بالاترین قیمت در این بازه زمانی چه بوده و پایننترین قیمت در این بازه زمانی چه بوده است.

بخش پهن شمعدان “بدنه” نامیده می شود و به سرمایه گذاران می گوید که آیادر آن بازه زمانی قیمت پایانی بالاتر یا کمتر از قیمت افتتاحیه بوده است (مشکی/قرمز اگر سهام پایین تر بسته شود، سفید/سبز اگر سهام بالاتر بسته شود).

مفاهیم کلیدی

نمودارهای کندل استیک قیمت های بالا، پایین، باز و بسته شدن یک اوراق بهادار را برای یک دوره خاص نشان می دهد.
استفده از شمعدان‌ها در میان تجار و بازرگانان برنج ژاپنی برای ردیابی قیمت‌های بازار و حرکت روزانه صدها سال قبل از رایج شدن در ایالات متحده صورت می گرفت.
معامله گرانی که به دنبال الگوهای نمودار هستند می توانند از کندل استیک استفاده کنند.

تاریخچه

نمودار شمعی حدود 300 سال پیش در ژاپن توسعه یافت، زیرا معامله گران متوجه الگوهای قیمتی خاصی شدند و شروع به استفاده از آنها برای پیش بینی تغییرات قیمت در بازار برنج کردند.

معامله گران درگیر در این بازار متوجه شدند که الگوهای خاصی در حرکت قیمت اغلب قبل از حرکت در قیمت برنج است.

آنها شروع به جستجو و مطالعه این الگوها و استفاده از آنها در تعیین کردند آیا برای گرفتن مواضع. در حالی که تکنیک های کندل استیک برای صدها سال در ژاپن استفاده می شود، آنها ابزار نسبتا جدیدی برای تجارت سهام در غرب هستند.

در طول دهه 1990 پس از انتشار چندین کتاب در این زمینه، به ویژه کتاب فراتر از شمعدان‌های استیو نیلسون: تکنیک‌های نمودار جدید ژاپنی آشکار شد و با نمودارهای شمعدانی ژاپنی استراتژی‌هایی برای سود، محبوبیت یافتند.

توصیف کندل استیک

سایه های شمعدان یا به اصطلاح فیتیله شمع دامنه نوسانان قیمت را در بازه زمانی نشان می دهد.

بدنه شمع یا شمعدان قیمت باز و بسته شدن قیمت را نشان می دهد.

شکل شمعدان بر اساس رابطه بین قیمت های بالا، پایین، باز شدن و بسته شدن روز متفاوت است.

کندل استیک

کندل ها منعکس کننده تأثیر احساسات سرمایه گذار بر قیمت دارایی ها هستند و توسط تحلیلگران فنی برای تعیین زمان ورود و خروج از معاملات استفاده می شوند.

نمودار شمعی بر اساس تکنیکی است که در سده 1700 در ژاپن برای ردیابی قیمت حد سود در الگوی ENGULFING برنج توسعه یافت.

کندل استیک ها تکنیک مناسبی برای معامله هر دارایی مالی نقدی مانند سهام، ارز و آتی هستند.

کندل استیک ها به ما چه می گویند؟

شمعدان های بلند سفید/سبز نشان می دهد که فشار خرید قوی وجود دارد.

همچنین نشان می دهد که روند قیمت ها صعودی است.

با این حال، آنها را باید در چارچوب ساختار بازار نگاه کرد و نه به صورت جداگانه.

الگوهای شمعدان

به عنوان مثال، یک شمع سفید بلند احتمالاً اگر در سطح حمایت قیمت اصلی شکل بگیرد، اهمیت بیشتری خواهد داشت.

شمعدان بلند مشکی/قرمز نشان می دهد که فشار فروش قابل توجهی وجود دارد.

این نشان می دهد که قیمت نزولی است.

الگوهای کندلی

چکش یک الگوی قیمت در نمودار کندل استیک است که زمانی اتفاق می‌افتد که یک ادارایی به میزان قابل‌توجهی پایین‌تر از باز شدن آن معامله می‌شود، اما در بازه زمانی نزدیک به قیمت باز شدن بسته می‌شود.

این الگو یک شمعدان چکشی شکل را تشکیل می دهد که در آن سایه پایین حداقل دو برابر اندازه بدن واقعی است.

بدنه کندل نشان دهنده تفاوت بین قیمت باز و بسته شدن است، در حالی که سایه قیمت های بالا و پایین را برای دوره نشان می دهد.

hammer

چکش ها نشانه تسلیم بالقوه فروشندگان برای تشکیل یک کف هستند، همراه با افزایش قیمت برای نشان دادن یک حرکت معکوس بالقوه در جهت قیمت.

همه اینها در طول یک دوره اتفاق می افتد، جایی که قیمت پس از افتتاح کاهش می یابد، اما پس از آن دوباره تا نزدیک به قیمت افتتاحیه بسته شود.

چکش ها زمانی بیشترین تاثیر را دارند که حداقل سه یا چند شمع در حال کاهش قبل از آنها باشند.

کندل نزولی شمعی است که کمتر از بسته شدن شمع قبل از خود بسته شود.

چکش باید شبیه “T” باشد.

این نشان دهنده پتانسیل یک شمع چکشی است.

شمعدان چکشی تا زمانی که تایید نشود نشان دهنده برگشت قیمت به سمت بالا نیست.

اگر شمع بعدی چکش بالاتر از قیمت بسته شدن چکش بسته شود، تایید اتفاق می‌افتد.

الگوی چکش

در حالت ایده آل، این شمع تایید خرید قوی را نشان می دهد.

برای کسانی که در موقعیت‌های لانگ جدید قرار می‌گیرند، می‌توان استاپ لاس را زیر پایین سایه چکش قرار داد.

چکش ها معمولاً به صورت جداگانه استفاده نمی شوند، حتی با تأیید.

معامله گران معمولاً از تحلیل قیمت یا روند یا شاخص های فنی برای تأیید بیشتر الگوهای کندل استیک استفاده می کنند.

چکش ها در تمام تایم فریم ها از جمله نمودارهای یک دقیقه ای، نمودارهای روزانه و نمودارهای هفتگی رخ می دهند.

مرد حلق آویز

مرد آویزان نوعی الگوی شمعدانی است. کندل ها قیمت های بالا، پایین، باز شدن و بسته شدن یک اوراق بهادار را برای یک بازه زمانی خاص نشان می دهند. کندل ها منعکس کننده تأثیر احساسات سرمایه گذاران بر قیمت اوراق بهادار هستند و توسط برخی از معامله گران فنی برای تعیین زمان ورود و خروج از معاملات استفاده می شود.

اصطلاح “مرد آویزان” به شکل شمع و آنچه که ظاهر این الگو استنباط می کند، اشاره دارد.

مرد آویزان نشان دهنده معکوس شدن یک روند صعودی است.

در حالی که فروش یک دارایی صرفاً بر اساس الگوی مرد معلق یک پیشنهاد مخاطره آمیز است، بسیاری بر این باورند که این یک شواهد کلیدی است که احساسات بازار شروع به تغییر کرده است.

قدرت در روند صعودی دیگر وجود ندارد.

hanging-man

چگونه مرد آویزان شکل می گیرد؟

  • دارایی در یک روند صعودی بوده است.
  • شمع دارای بدنه واقعی کوچک (فاصله بین باز و بسته) و سایه پایینی بلند است.
  • در برخی موارد سایه بالایی وجود ندارد.

با توجه به این دو معیار، وقتی یک مرد آویزان در یک روند صعودی شکل می گیرد، نشان می دهد که خریداران قدرت خود را از دست داده اند.

در حالی که تقاضا باعث افزایش قیمت سهام شده است، فروش قابل توجهی در این روز رخ داد.

در حالی که خریداران توانستند قیمت را به نزدیکی باز برگردانند، فروش اولیه نشان می دهد که تعداد فزاینده ای از سرمایه گذاران فکر می کنند قیمت به اوج خود رسیده است.

برای کسانی که به معاملات کندل استیک معتقد هستند، این الگو فرصتی را برای فروش موقعیت های خرید موجود یا حتی کوتاهی در انتظار کاهش قیمت فراهم می کند.

مرد حلق آویز شده با یک “جسم” کوچک در بالای یک سایه بلند پایین مشخص می شود. سایه زیر باید حداقل دو برابر طول بدن باشد.

با مشاهده چنین الگوی، در نظر بگیرید که یک معامله کوتاه در نزدیکی پایان روز پس از مرد حلق آویز شده آغاز کنید.

یک استراتژی تهاجمی تر این است که معامله را نزدیک به قیمت بسته شدن مرد حلق آویز یا نزدیک به باز شدن شمع بعدی انجام دهید.

یک دستور حد ضرر را بالای شمع مرد آویزان قرار دهید.

الگوهای معاملاتی شمعدانی دو دوره ای

الگوی کندل استیک فراگیر نزولی

الگوی فراگیر نزولی یک الگوی نمودار فنی است که نشان دهنده قیمت های پایین تر در آینده است.

این الگو شامل یک شمعدان رو به بالا (سفید یا سبز) و به دنبال آن یک شمعدان بزرگ رو به پایین (سیاه یا قرمز) است که شمع کوچکتر را تحت الشعاع قرار می دهد یا “بلع” می کند. این الگو می تواند مهم باشد زیرا نشان می دهد که فروشندگان از خریداران سبقت گرفته اند و قیمت را به شدت پایین می آورند (شمع پایین) تا اینکه خریداران بتوانند آن را بالا ببرند (شمع بالا).

الگوی فراگیر نزولی به شما چه می گوید؟

یک الگوی فراگیر نزولی در پایان برخی از حرکت های صعودی قیمت مشاهده می شود.

مشخص شده است که اولین شمع حرکت رو به بالا توسط یک شمع دوم بزرگتر سبقت گرفته یا غرق می شود که نشان دهنده تغییر به سمت قیمت های پایین تر است.

زمانی که قیمت باز شمع فروگیر بسیار بالاتر از بسته شدن شمع اول باشد و زمانی که بسته شدن شمع فروگیر بسیار پایین تر از باز شدن شمع اول باشد، این الگو قابلیت اطمینان بیشتری دارد.

یک شمع پایین بسیار بزرگتر نسبت به زمانی که شمع پایین فقط کمی بزرگتر از شمع بالا باشد، قدرت بیشتری نشان می دهد.

این الگو همچنین زمانی قابل اعتمادتر است که یک حرکت صعودی را دنبال کند.

اگر عمل قیمت متلاطم یا متغیر باشد، بسیاری از الگوهای فراگیر رخ خواهند داد، اما بعید است که منجر به حرکت قیمت عمده شوند، زیرا روند کلی قیمت متلاطم یا متغیر است.

قبل از اقدام بر روی الگو، معامله گران معمولا منتظر می مانند تا شمع دوم بسته شود و سپس روی شمع زیر اقدام می کنند.

اقدامات شامل فروش یک موقعیت خرید به محض وقوع یک الگوی نزولی یا ورود بالقوه به یک موقعیت فروش است.

Bearish-Engulfing-Pattern

الگوی فراگیر صعودی

الگوی فراگیر صعودی یک الگوی معکوس دو شمعی است.

شمع دوم بدون توجه به طول سایه‌های دم، بدن واقعی شمع اول را کاملاً «بلع» می‌کند.

این الگو در یک روند نزولی ظاهر می شود و ترکیبی از یک شمع قرمز یا تیره و به دنبال آن یک شمع سبز توخالی بزرگتر حد سود در الگوی ENGULFING است.

در روز دوم الگوی، قیمت پایین‌تر از پایین‌ترین حد قبلی باز می‌شود، با این حال فشار خرید، قیمت را به سطح بالاتری نسبت به بالاترین قبلی سوق می‌دهد، که منجر به یک برد آشکار برای خریداران می‌شود.

Bullish-Engulfing-Pattern

یک الگوی فراگیر صعودی نباید صرفاً به عنوان یک شمعدان سفید یا سبز که نشان دهنده حرکت رو به بالا قیمت است و به دنبال یک کندل سیاه که نشان دهنده حرکت رو به پایین قیمت است تفسیر شود.

از آنجایی که کندل کمتر از بسته شدن آن در روز اول باز می شود و هم بالاتر از باز شدن در روز اول بسته می شود، شمعدان سفید یا سبز در الگوی افزایشی صعودی نشان دهنده روزی است که در آن خرس ها قیمت را در صبح کنترل کردند ولی گاوها قاطعانه توانستند کنترل را بدست بیاورند.

شمعدان سفید یا سبز با الگوی فراگیر صعودی معمولاً دارای یک فیتیله بالایی کوچک است. این بدان معناست که نشان می‌دهد دوره به پایان رسید در حالی که قیمت همچنان در حال افزایش بود.

فقدان فتیله بالایی باعث می‌شود که روز بعد شمعدان سفید یا سبز دیگری تولید شود که بالاتر از بسته شدن الگوی فراگیر صعودی بسته می‌شود، اگرچه ممکن است دوره بعد پس از باز شدن در دهانه، یک شمعدان قرمز یا سیاه تولید شود.

الگوهای معاملاتی شمعدانی سه روزه

ستاره صبح

الگوی ستاره صبح یک الگوی سه میله ای است که پایان یا معکوس شدن یک روند نزولی را نشان می دهد. نوار اول یک بدنه سیاه(قرمز) بلند است که نشان دهنده ادامه روند نزولی است.

نوار دوم دارای بدنه کوچکی است که می تواند سیاه (قرمز)یا سفید(سبز) باشد و شکاف کمتری دارد.

نوار سوم الگوی بدنه سبز یا سفیدی را نشان می دهد که به خوبی در ناحیه بدنه قرمز یا سیاه روز اول بسته می شود.

Morning-Star

الگوهای ستاره صبح را می توان به عنوان یک نشانه بصری برای شروع یک روند معکوس از نزولی به صعودی استفاده کرد، اما زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که سایر شاخص های فنی همانطور که قبلا ذکر شد، از آنها حمایت کنند.

به طور کلی، یک معامله گر می خواهد شاهد افزایش حجم در طول سه جلسه تشکیل الگو باشد و در روز سوم بیشترین حجم را مشاهده کند.

حجم بالا در روز سوم اغلب به عنوان تأیید الگو (و یک روند صعودی بعدی) بدون توجه به سایر شاخص ها در نظر گرفته می شود.

همانطور که ستاره صبح در جلسه سوم شکل می گیرد و تا زمانی که نشانه هایی دیگر دال بر تغییر روند وجود داشته باشد، روند صعودی را طی می کند.

معرفی چند الگوی بازگشتی قدرتمند در تحلیل تکنیکال

الگوهای بازگشتی

در این مقاله قصد داریم به معرفی چند الگوی بازگشتی قدرتمند در تحلیل تکنیکال بپردازیم. همان‌طور که می‌دانید، روش‌های بسیار زیاد و متنوعی برای بررسی نمودارها بر اساس تحلیل تکنیکال وجود دارد. تحلیل‌گران بر اساس هدف و استراتژی خود به انتخاب یکی از این روش‌ها یا استفاده از چند روش به صورت هم‌زمان می‌پردازند و بعد از کسب تجربۀ لازم، به این نتیجه می‌رسند که کدام یک از این روش‌ها برای آنها مناسب‌تر و سودده‌تر خواهد بود. طبیعی است که افراد تمایل دارند از روش‌هایی استفاده کنند که یافتن و کسب سود از آنها راحت‌تر از سایر روش‌ها باشد.

در ادامه به معرفی الگوهای بازگشتی خواهیم پرداخت که به راحتی در نمودارها قابل تشخیص هستند. همچنین طبق تجربه و تاریخچۀ معاملاتی موجود، بعد از دیده ‌شدن این الگوها، امکان کسب سودهای خوبی به وجود می‌آید.

الگوهای بازگشتی (Reversal Pattern) در تحلیل تکنیکال چیست؟

در بازارهای مالی همچون فارکس، بورس و ارزهای دیجیتال، به طور کلی دو دسته الگو وجود دارد: الگوهای بازگشتی و الگوهای ادامه دهنده. اولین لازمه برای تشخیص چنین الگوهایی وجود یک روند در نمودار قیمت و تشخیص آن است. در صورتی که در میانۀ یک روند، یک الگوی بازگشتی مشاهده شود، تحلیلگران به احتمال بازگشت روند به جهت مخالف و خارج شدن نمودار قیمت از روند موجود پی می‌برند. در صورتی که در کنار مشاهدۀ این الگوها، با استفاده از دیگر ابزارها به تأییدات دیگری نیز برسند، از روند موجود خارج شده، سود دریافتی خود را ذخیره می‌کنند و به پوزیشن معاملاتی دیگری وارد می‌شوند.

همچنین اگر در میانۀ یک روند، یک الگوی ادامه دهنده دیده شود، نشان‌دهندۀ این است که از قدرت روند موجود کاسته نشده است و همچنان ادامه خواهد داشت.

در ادامه به معرفی برخی از مهم‌ترین الگوهای بازگشتی می‌پردازیم.

الگوی بازگشتی چکش (Hammer)

الگوی چکش یک الگوی بازگشتی صعودی است و در انتهای یک روند نزولی دیده می‌شود. برای اینکه یک الگوی چکش ایجاد شود، باید رمزارز موردنظر شما یک کف قیمتی جدید تشکیل دهد و بعد از آن تا نزدیکی قیمت ابتدایی خود بازگشت داشته باشد.

یکی از نکات مهم و قابل توجه در این الگو این است که نقطه انتهایی کندل، نزدیک به نقطه ابتدایی باشد؛ این اتفاق به قدرتمند شدن الگوی چکش کمک می‌کند.

همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، الگوهای چکش معمولاً بدنه‌های کوچک و دم‌های پایینی کشیده و بلند دارند.

الگوی بازگشتی

الگوی بازگشتی چکش یکی از قدرتمندترین الگوهای بازگشتی است. اگر به نحوۀ شکل‌گیری آن دقت کنید، دلیل این امر برایتان روشن خواهد شد. با توجه به چگونگی تشکیل این الگو، چنین تحلیل می‌شود که روند نزولی پایان یافته است و با توجه به بسته شدن قیمت در محدوده‌ای نزدیک به نقطه ابتدایی، کنترل بازار را گاوها به دست گرفته‌اند. افزایش حجم معاملات در زمان تشکیل الگوی چکش، تأیید دیگری بر بازگشت روند است.

الگوی بازگشتی ستاره ثاقب (Shooting Star)

الگوی ستاره ثاقب یا شوتینگ استار دقیقاً نقطۀ مقابل الگوی چکش است. بر خلاف الگوی چکش، این الگو در انتهای روند صعودی شکل می‌گیرد و نشان‌دهندۀ آغاز روند نزولی در بازار است. این کندل دارای سایه یا دم بالایی بلند و کشیده و بدنۀ کوچک است.

بر خلاف الگوی چکش، با دیدن الگوی ستاره ثاقب متوجه می‌شویم که روند صعودی در حال پایان یافتن است و خرس‌ها در حال به دست آوردن کنترل بازار هستند. قبل از اینکه فشار فروش به شدت افزایش بیابد و به کاهش قیمت بینجامد، یک رشد قیمتی در آن رمزارز یا دارایی اتفاق خواهد افتاد. هر چه قیمت انتهایی در این کندل پایین‌تر باشد، الگوی تشکیل‌شده قدرتمندتر خواهد بود.

الگوی بازگشتی

بسیاری از تریدرهای باتجربه ترجیح می‌دهند بعد از مشاهدۀ الگوی ستاره ثاقب منتظر بمانند تا تأیید دیگری از بازگشت روند دیده شود. به عنوان مثال، بسته شدن کندل بعدی با رنگ قرمز می‌تواند یک تأیید به شمار برود.

افرادی که ریسک‌پذیری بالاتری دارند، بلافاصله بعد از مشاهدۀ الگوی ستاره ثاقب به باز کردن پوزیشن معاملاتی جدید اقدام می‌کنند.

الگوی بازگشتی پوشاننده (Engulfing Candlestick Pattern)

الگوهای پوشاننده صعودی و نزولی نیز جزو دسته‌بندی الگوهای بازگشتی به شمار می‌روند. این الگو به صورت دوتایی است و برای تشخیص این الگو باید تا پایان تشکیل دو کندل کنار هم، منتظر بمانید. بعد از تشکیل این دو کندل و تشکیل الگوی پوشاننده (نزولی یا صعودی) به این نتیجه می‌رسیم که روند موجود در حال پایان یافتن است و احتمال تغییر در روند موجود وجود دارد.

الگوی بازگشتی

الگوی پوشاننده صعودی در انتهای یک روند نزولی دیده می‌شود و نشان‌دهندۀ تمایل بازار به بازگشت روند است. اولین کندل در این الگو، کندلی نزولی و دارای بدنه و سایه‌های نسبتاً کوچک است و کندل بعدی کندلی صعودی است که به طور کامل بدنه کندل قبلی را در بر می‌گیرد.

الگوی پوشاننده نزولی دقیقاً برعکس الگوی پوشانندۀ صعودی عمل می‌کند؛ بدین ترتیب در انتهای روند صعودی دیده می‌شود. در این الگو نیز کندل ابتدایی یک کندل صعودی با بدنه و سایه‌های نسبتاً بلند است و کندل نزولی بعدی باید به گونه‌ای تشکیل شود که تمام بدنۀ این کندل را در بر بگیرد.

الگوهای بازگشتی پوشانندۀ صعودی و نزولی همچون الگوهای چکش و ستاره ثاقب عمل می‌کنند و نشان‌دهندۀ پایان روند موجود و احتمال برگشت روند هستند.

ترید با استفاده از الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال

تفاوتی ندارد که از کدام یک از الگوهای بازگشتی استفاده می‌کنید، روش استفاده از آنها در ترید مشابه است.

بعد از اینکه تشخیص دادید که نمودار قیمت دارای یک روند صعودی است و با توجه به اینکه سقف‌ها از سقف‌های قبلی بالاتر و کف‌ها نیز از کف‌های قبلی خود بالاتر هستند، منتظر می‌مانید تا نشانه‌ای از بازگشت روند دیده شود.

بعد از مشاهدۀ یک الگوی بازگشتی، به عنوان مثال ستاره ثاقب، حد سود در الگوی ENGULFING درمی‌یابیم که روند صعودی در حال پایان یافتن است و امکان بازگشت روند وجود دارد. حال در این موقعیت دو روش برای باز کردن پوزیشن جدید وجود دارد.

همان‌طور که قبلاً نیز گفته شد، یکی از روش‌ها این است که بلافاصله بعد از مشاهدۀ الگوی شوتینگ استار یا ستارۀ ثاقب به باز کردن یک پوزیشن اقدام نمایید؛ اما این کار ریسک بیشتری به همراه خواهد داشت.

روش دیگر این است که منتظر بمانید تا کندل بعدی تشکیل شود و بازگشت روند را تأیید نماید. علی‌رغم اینکه ممکن است با این روش سود حاصل کمتر باشد اما ریسک کمتری به همراه خواهد داشت.

حد ضرر در این روش، معادل بالاترین قیمت کندل قبلی در نظر گرفته می‌شود.

سخن پایانی

روش‌ها و الگوهای متفاوتی برای تحلیل یک نمودار وجود دارد که تحلیلگران مختلف با توجه به تجربۀ خود بهترین و مناسب‌ترین روش را برای معاملات خود در نظر می‌گیرند. الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال یکی از روش‌های قدرتمند برای نشان دادن تمایل بازار به پایان یک روند و شروع حرکتی جدید در خلاف جهت روند قبلی هستند. با مشاهدۀ الگوهای بازگشتی در میانۀ یک روند، می‌توانید به باز کردن یک پوزیشن جدید اقدام نمایید.

توجه داشته باشید که این شما هستید که بر اساس هدف و میزان ریسک‌پذیری خود تعیین می‌کنید که بلافاصله پس از مشاهدۀ یک الگو به یک پوزیشن وارد شوید یا تا تشکیل کندل بعدی و گرفتن تأیید برای بازگشت روند منتظر بمانید و ریسک خود را به حداقل برسانید.

الگوی پوششی خرسی چیست؟

الگوی پوششی خرسی (Bearish Engulfing Pattern) یکی از الگوهای کندلی در تحلیل تکنیکال است که از دو کندل تشکیل شده. کندل اول مثبت و کندل دوم منفی است اما هر کدام از این کندل‌ها مشخصاتی دارند که با شناسایی آن می‌توانید از شروع روند نزولی آگاه شوید.

الگوی پوششی خرسی نوعی نموداری تکنیکال است که از پایین آمدن قیمت خبر می‌دهد. این الگو شامل یک کندل مثبت (سفید یا سبز) است که پس از آن یک کندل بزرگ منفی (سیاه یا قرمز) دیده می‌شود و کندل قبلی را می‌پوشاند یا در بر می‌گیرد. این الگو می‌تواند مهم باشد چون نشان می‌دهد که فروشندگان جای خریداران را گرفته‌اند و دارند با قدرت بیشتری نسبت به آن‌ها قیمت را پایین می‌برند.

نکات کلیدی:

  • الگوی پوششی خرسی می‌تواند هر جایی رخ دهد، اما اگر پس از افزایش قیمت یک سهم آن را ببینیم، بر اهمیت این الگو افزوده می‌شود. الگوی پوششی خرسی می‌تواند روندی صعودی یا بازگشتی به حد بالای سهم باشد که در سایه‌ی آن یک روند نزولی بزرگ‌تر وجود دارد.
  • هر دو کندل در حالت ایده‌آل نسبت به سایر کندل‌های پیرامون خود اندازه‌ی بزرگ‌تری دارند. دو کندل بسیار کوچک هم می‌توانند الگوی پوششی را تشکیل دهند اما اهمیت این الگو نسبت به زمانی که کندل‌ها بزرگ هستند بسیار کمتر است.
  • بدنه‌ی کندل‌ها – یعنی فاصله‌ی میان قیمت آغازین و پایانی حد سود در الگوی ENGULFING – اهمیت زیادی دارد. بدنه‌ی کندل منفی باید بدنه‌ی کندل مثبت را بپوشاند.
  • شدت اهمیت این الگو در بازارهای هیجان خیلی کمتر است.

الگوی پوششی خرسی نشان‌گر چیست؟

الگوی پوششی خرسی در انتهای روندهای صعودی مشاهده می‌شود. این الگو زمانی رخ می‌دهد که یک کندل منفی بتواند کندل مثبت قبل از خود را در بر بگیرد. در این حالت احتمال حرکت به سوی قیمت‌های پایین‌تر افزایش می‌یابد. اگر قیمت آغازین کندل پوششی بالاتر از قیمت پایانی کندل اول قرار بگیرد، و قیمت پایانی کندل پوششی پایین‌تر از قیمت آغازین کندل اول مشاهده شود، اعتماد به این الگو راحت‌تر است. اگر کندل دوم اندازه‌ی خیلی بزرگ‌تری داشته باشد، این یعنی قدرت روند نزولی بیشتر از زمانی است که کندل دوم فقط کمی از کندل اول بزرگ‌تر است.

معامله‌گران معمولا پیش از دست زدن به اقدامات عملی، منتظر کامل شدن کندل دوم می‌مانند. این اقدامات شامل خارج شدن از پوزیشن‌های بلند مدت یا ورود به پوزیشن‌های کوتاه مدت است.

اگر می‌خواهید وارد یک پوزیشن کوتاه مدت شوید، می‌توانید حد ضرر خود را بالاتر از سقف کندل‌های این الگو قرار دهید.

معامله‌گران باهوش در هنگام بررسی الگوهای پوششی خرسی، وضعیت کلی سهم و بازار را در نظر می‌گیرند. برای مثال، اگر روند صعودی قوی باشد، ورود به پوزیشن‌های کوتاه حد سود در الگوی ENGULFING مدت‌ها آن قدرها منطقی نیست. چون حتی الگوهای پوششی خرسی هم نمی‌توانند برای متوقف کردن روند صعودی قیمت سهم کافی باشند. اما اگر روند سهم به طور کلی نزولی باشد، و به تازگی بازگشت به یکی از سقف‌های قیمتی را پشت سر گذاشته‌ایم، این الگو می‌تواند نشانه‌ی خوبی برای استفاده از پوزیشن‌های فروش استقراضی باشد.

نمونه‌ای از نحوه استفاده از الگوی پوششی خرسی

نمونه‌ی نمودار بالا الگویی را نشان می‌دهد که در بازار فارکس رخ داده است. اولین الگوی پوششی خرسی در طول برگشت به سقف اما همزمان با یک روند نزولی بزرگ‌تر ظاهر شده است. در ادامه‌ی این الگو قیمت پایین‌تر می‌رود.

دو الگوی پوششی بعدی با توجه به وضعیت کلی سهم آن قدرها حائز اهمیت نیستند. گستره‌ی قیمت این جفت فارکسی شروع به باریک‌تر شدن می‌کند که این خود نشان از معاملات هیجانی دارد. از آن سو، تا قبل از شکل‌گیری این الگو نوسانات صعودی قیمت خیلی کم بوده است. الگوهای پوششی در بازارهای هیجانی زیاد ظاهر می‌شوند ولی معمولا سیگنال‌های خوبی برای معاملات نیستند.

تفاوت میان الگوی پوششی خرسی و الگوی پوششی گاوی

این دو الگو در نقطه‌ی مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. الگوی پوششی گاوی زمانی رخ می‌دهد که قیمت پایین می‌رود و از وقوع روندی صعودی خبر می‌دهد. کندل اول این الگو یک کندل منفی است که پس از آن یک کندل بزرگ مثبت می‌آید که بدنه‌ی کندل قبلی را به طور کامل پوشش می‌دهد.

محدودیت‌های استفاده از الگوی پوششی خرسی

الگوهای پوششی معمولا زمانی بیشترین کاربرد را دارند که قیمت در حال افزایش باشد و این الگو از تغییر روند خبر بدهد. اگر حرکات قیمت هیجانی است، حتی اگر قیمت در حال افزایش باشد، اهمیت الگوی پوششی تقلیل می‌یابد چرا که در این حالت الگوی ما به الگویی نسبتا رایج تبدیل می‌شود.

کندل دوم یا پوششی هم می‌تواند بزرگ باشد. اگر کسی می‌خواهد از روی این الگو معامله کند، باید دقت زیادی در انتخاب حد ضرر خود به خرج دهد، چون نسبت ریسک به پاداش این نوع معاملات می‌تواند بسیار پایین باشد.

تعیین پاداش احتمالی در الگوهای پوششی می‌تواند دشوار باشد، زیرا این کندل‌ها هدف قیمت را مشخص نمی‌کنند. به همین خاطر معامله‌گران باید از سایر اندیکاتورهای کمکی یا تحلیل‌های تکنیکال کمک بگیرند تا بتوانند هدف قیمت را مشخص حد سود در الگوی ENGULFING کرده و دریابند که چه زمانی برای ذخیره‌سازی سود در این معاملات بهترین زمان است.

تشخیص برگشت روند با الگوی کندل پوششی (Engulfing Candle) در نمودار

تشخیص برگشت روند با الگوی کندل پوششی (Engulfing Candle) در نمودار

الگوی کندل پوششی یکی از الگوهای مربوط به تحلیل کندل‌استیک است و در رویکرد «پرایس اکشن» کاربرد زیادی دارد. مهمترین ویژگی الگوی کندل پوششی این است که سیگنال برگشت روند را صادر می‌کند، اگرچه به تنهایی نمی‌توان آن‌ را به طور قطعی نشانه آغاز روند جدید ارزیابی کرد و حتما باید با ابزارهای دیگر برگشت روند تایید شود.

الگوی کندل پوششی از دو کندل تشکیل شده است که یکی از آنها کوچکتر و در جهت روند است و یکی دیگر که کل بدنه کندل قبلی را می‌پوشاند خلاف جهت روند است که معمولا از آن به عنوان یک سیگنال قدرتمند برگشت روند یاد می‌کنند.

تشخیص این الگو در نمودار کندل‌استیک تقریبا ساده است و با چشم به راحتی می‌توان آن را مشخص کرد. این الگو معمولا در نقاط حمایت و مقاومت یک نمودار قیمتی تشکیل می‌شود.

الگوی کندل پوششی دارای دو نوع است: 1. الگوی کندل پوششی صعودی، 2. الگوی کندل پوششی نزولی

الگوی کندل پوششی صعودی

الگوی کندل پوششی صعودی در یک روند نزولی تشکیل می‌شود. نحوه تشکیل آن به این صورت است که در یک روند نزولی و در یک نقطه‌ی حمایتی ابتدا یک کندل نزولی تشکیل می‌شود که در جهت روند است و سپس کندل بعدی که بدنه‌ی آن تمام بدنه‌ی کندل قبلی را می‌پوشاند در خلاف جهت روند تشکیل می‌شود. این الگو تشکیل الگوی کندل پوششی صعودی را می‌دهد که می‌تواند نشانه‌ی برگشت روند و صعودی بودن آن باشد. الگوی کندل پوششی صعودی به شکل زیر است:

12

نکته: در کندل پوششی مهمترین نکته این است که بدنه کندل باید بدنه کندل قبلی را بپوشاند و سایه‌ها در این مورد به حساب نمی‌آیند.

الگوی کندل پوششی نزولی

الگوی کندل پوششی نزولی به لحاظ ساختاری شبیه الگوی کندل پوششی صعودی است اما در جهت عکس. الگوی کندل پوششی نزولی در نقطه مقاومت و در یک روند صعودی تشکیل می‌شود. ابتدا یک کندل در جهت روند یعنی صعودی تشکیل می‌شود و سپس یک کندل که تمام بدنه کندل قبلی را پوشش می‌دهد در خلاف جهت روند ایجاد می‌شود که نشان دهنده برگشت روند و نزولی شدن آن است. به دلیل اینکه سیگنال نزولی شدن روند را صادر می‌کند این الگو را الگوی کندل پوششی نزولی می‌نامند که به شکل زیر است:

13

نکته: در این الگو بدنه کندل پوششی باید بدنه کندل قبلی را بپوشاند و سایه‌ها در اینجا به شمار آورده نمی‌شوند.

تاییدیه الگوی کندل پوششی

تشکیل کندل سوم بعد از الگوی کندل پوششی می‌تواند تایید سیگنال برگشت روند باشد. در واقع کندل تاییدیه می‌تواند میزان قطعیت برگشت روند را افزایش دهد. کندل تاییدیه معمولا بالای کندل بزرگ پوششی صعودی و پایین کندل پوششی نزولی ایجاد می‌شود. بسیاری از معامله‌گران برای گرفتن موقعیت خرید یا فروش منتظر این کندل می‌مانند تا از برگشت روند اطمینان بیشتری حاصل کنند. کندل تاییدیه به شکل زیر است:

14

حد ضرر در الگوی کندل پوششی

بعد از شکل گرفتن کندل سوم که نشانه تایید روند است می‌توان موقعیت خرید یا فروش را اتخاذ کرد. مهمترین بحث در اینجا تعیین حد ضرر در این الگوست. در الگوی کندل پوششی صعودی بسیاری از معامله‌گران حد ضرر خود را پایین‌ترین نقطه کندل پوششی (سایه پایین کندل پوششی) قرار می‌دهند و در الگوی کندل پوششی نزولی و در زمان اتخاذ موقعیت فروش حد ضرر معامله‌گران در بالاترین نقطه کندل پوششی (سایه بالای کندل پوششی) قرار دارد. شکل زیر نقاط حد ضرر در الگوی کندل پوششی صعودی و نزولی را نشان می‌دهد:

فارکس یار

تابش نور شمها بر بازار - مصاحبه با استیو نیسون (قسمت سوم)

تابش نور شمها بر بازار - مصاحبه با استیو نیسون (قسمت سوم)

:: آیا با مشاهده کندل ها می توانیم قیمت های مورد احتیاج را تعیین کنیم؟

نیسون: خیر، کندل ها به شما قیمتی که باید هدف قراد دهید را نمی دهند. این نکته مهمی است. کندل ها ابزار قوی هستند که اولین سیگنال های خرید و فروش را می توانید از آن بگیرید و یا سیگنال برگشت روند را مشخص کنید اما برای تعیین دورنمای خروج از بازار از تکنیک های غربی باید استفاده کرد.

برای مثال: برای آن الگوی Bullish Engulfing که قبلا عنوان کردم، بازار از میانگین متحرک 30 روزه تبعیت میکرد که من به آن توجه می کردم. اگر خرید را روی الگوی Bullish Engulfing انجام می دادم شاید خارج از میانگین متحرک 30 روزه قرار داشتم، بنابراین من خرید را روی 1.205 تا 1.210 انجام داده و میانگین متحرک 30 روزه ما حول و حوش 1.320 بود که دورنمای هدف، وابسته به آن بود و این، آن جایست که باید از تکنیکهای غربی یاری جست.

:: آیا نسبت سود به ریسکی که برای معاملاتتان استفاده می کنید را واضحا بیان می فرمایید؟

نیسون: بین 2 الی 2.5. من سقف بالا و پایین پیوت را برای حد سود مناسب خود و بعبارتی نقطه خروج در نظر می گیرم. آنها بخوبی خطوط روند هستند.

:: برای اینکه معاملات برپایه کندل ها بیشتر سود بخش باشد توجه به چه نکاتی را صلاح می بینید؟

نیسون: یکی از چیزهایی که دوست دارم پیشنهاد کنم این است که همیشه روند کلی بازار را مد نظر قرار دهید. اینکه بعضی ها روند کلی را چگونه تشخیص می دهند بحثی دیگر است. می پرسید چگونه؟ الان توضیح می دهم: بعضی از معامله گران به میانگین متحرک نگاه می کنند، اگر سهام زیر میانگین متحرکت 200 روزه بود می گویند روند نزولی است. من شخصا خیلی ساده آنرا تعیین می کنم، اگر بازار High را در بالاتر و Low را نیز در بالاتر تشکیل داد، روند صعودی است و اگر Low را در پایین تر و High را نیز در پایین تر ساخت، روند نزولی است.

وقتی شما روند اصلی را تشخیص داده باشید، تمرکز خود را روی گرفتن پوزیشن جدید در جهت روند اصلی خواهید گذاشت. اگر روند کلی صعودی است، من مایلم که کندل Bullish ی بیابم که سیگنال خرید در جهت بالا رو را بدهد.

مثالی می زنم: اگر Bullis Hammer بوجود آید و روند کلی ما صعودی باشد، تصمیم من ورود به بازار بعنوان خریدار بر روی آن Hammer می باشد.

:: آیا شما در ابتدای تشکیل کندل (Open کندل جدید) اقدام به خرید می کنید؟

نیسون: سیگنال کندل ها بر پایه قیمت Close می باشد اما شما می توانید در ابتدای روز جدید وارد بازار شوید که البته این تصمیم بستگی به کندل روز قبل شما دارد.

:: آیا کندل ها می توانند راهنمایی باشند برای تعیین S/L ما؟

نیسون: بله. بسیاری از کندل ها این سطح را به شما می دهند. Low در یک سیگنال بالارو می تواند سطح حمایتی ما باشد. مثال اینکه Low در Bullish Hammer می تواند خط حمایت ما را تشکیل دهد.

:: آیا شما S/L خود را درست زیر Low الگوی Hammer قرار می دهید؟

نیسون: بله. چون در داخل روز ممکن است خط حمایت شکسته شود. در غیر این صورت بر قدرت خط حمایت افزوده می شود.

:: سوداگران برای تعیین نقطه ورود چگونه سیگنال های غربی را با هم ترکیب می کنند؟

نیسون: من مایلم اظهار کنم که سوداگران به استفاده از اندیکاتورهایی که به آن علاقه دارند ادامه دهند. استوکستیک، ماینگین متحرک و یا هر آنچه که ممکن است. پس اگر از آنها سیگنال برگشتی دریافت کردید، به چارت کندل هایتان نگاه بیاندازید تا در صورت تایید اقدام کنید.

مثالی در این مورد: اگر در اندیکاتور استوکاستیک یک واگرایی نزولی تشخیص داید که معرف تشکیل یک تراز سقفی برای قیمت بود و البته استوکاستیک بر خلاف تشکیل سقف حرکت کرد همچنین الگوی Bearish Shooting Star در چارت کندل ها ایجاد شد، در اینجا صعود قیمت احتمال برگشت بازار را نشان می دهد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.