نشانگر آرون چیست؟


پاور بانک Arun مدل Y625 ظرفیت 10000 میلی آمپر ساعت

شارژر همراه «Y625» محصول «آران» ظرفیتی معادل 10000 میلی‌آمپر ساعت دارد. این پاوربانک پلاستیکی سبک و خوش‌دست است و از دو درگاه خروجی USB برخوردار است. شدت‌جریان خروجی یکی از این درگاه‌ها 1.0 آمپر است که با این مقدار شدت‌جریان گوشی‌های موبایل و دستگاه‌های مشابه شارژ می‌شوند. درگاه خروجی دوم با شدت‌جریانی معادل 2.1 آمپر مناسب شارژ باتری تبلت هاست. ولتاژ ورودی و خروجی پاوربانک Y625…

  • تضمین بهترین قیمت بازار
  • پشتیبانی عالی ۲۴ ساعته، ۷ روز هفته
  • اصالت کالاها از برترین برندها
  • تحویل سریع در کمترین زمان ممکن

پاور بانک Arun مدل Y625 ظرفیت 10000 میلی آمپر ساعت

شارژر همراه «Y625» محصول «آران» ظرفیتی معادل 10000 میلی‌آمپر ساعت دارد. این پاوربانک پلاستیکی سبک و خوش‌دست است و از دو درگاه خروجی USB برخوردار است. شدت‌جریان خروجی یکی نشانگر آرون چیست؟ از این درگاه‌ها 1.0 آمپر است که با این مقدار شدت‌جریان گوشی‌های موبایل و دستگاه‌های مشابه شارژ می‌شوند. درگاه خروجی دوم با شدت‌جریانی معادل 2.1 آمپر مناسب شارژ باتری تبلت هاست. ولتاژ ورودی و خروجی پاوربانک Y625 برابر با 5 ولت است. وزن آن 290 گرم است و ظاهری مستطیلی شکل دارد که طول آن 14 سانتی‌متر و عرض آن 22 سانتی‌متر است.

پاوربانک Y625 آران با نشانگرهای LED که روی بدنه آن وجود دارد میزان شارژ باتری خود را نشان می‌دهد. درصورت کم بودن شارژ باتری این پاوربانک به‌راحتی به‌وسیله یک کابل microUSB انجام می‌شود و کافی است آن را از طریق درگاه microUSB به دستگاهی مجهز به درگاه USB وصل کنید. مدارهایی که در ساخت پاوربانک Y625 استفاده و به‌کار گرفته شده‌اند در برابر اتصال کوتاه مقاوم هستند و آسیبی به دستگاه وارد نمی‌کنند. در کنار درگاه microUSB آن دکمه پاوربانک وجود دارد و با روشن کردن آن شروع به شارژ باتری دستگاه می‌کند. وزن این محصول آرون (Arun) نسبت به ظرفیت اسمی باتری کم است و انتخابی مناسب برای افرادی است که تمایلی به حمل بار سنگین در کیف خود ندارند.

پاور بانک Arun مدل Y625 ظرفیت 10000 میلی آمپر ساعت

  • طراحی نوآورانه، مجهز به چراغ نشانگر نور
  • مناسب برای تلفن همراه، MP3، PDA و دیگر محصولات دیجیتال
  • 4 حالت پیشرفته SOS چراغ قوه، مناسب برای شرایط اضطراری
  • ظرفیت13000 میلی آمپر
  • قابلیت تشخیص ولتاژ هوشمند
  • محافظت از درجه حرارت بالا
  • ولتاژ مصرفی 220-240 ولتی
  • باتری لیتیوم یونی

عملکرد و ویژگی های کلی arun y625

در دنیای امروزی باتوجه به رشد چشمگیر افراد در زمینه بهره وری از سایر رسانه های ارتباطی همچون گوشی موبایل ، تبلت و لپ تاپ با استفاده مداوم از آنها وجب اتمام شارژ آنها خواهد شد. قطعاً بسیاری از افراد در طول زندگی با مسافرت های طولانی مدتی که داشته اند با تمام شدن شارژ پیش آمده تا گوشی آنها خاموش شود. برای حل و رفع این گونه مشکلات دستگاه هایی همچون پاور بانک ها بسیار مناسب هستند. برای بهره گیری از یک نوع اصل آن دستگاه پاور بانک آرون وی-625 پیشنهادی بسیار مناسب است. این نوع پاور بانک قابلیت شارژی باتری هر نوع وسیله ارتباطی را داراست. در این میان تنها به یک پورت ساده usb نیاز می باشد.

پاور بانک Arun مدل Y625 ظرفیت 10000 میلی آمپر ساعت

با قابلیت پور usb موجود بر روی پاور بانک آرون امکان شارژ نمودن باتری موبایل فراهم می آورد. کار پاور بانک آرون بسیار ساده می باشد و تنها با استفاده از کابل usb وجود بر روی آن امکان اتصال به پورت موبایل و با سایر وسایل ارتباطی فراهم می شود. ظرفیت باتری پاور بانک آرون 13000 میلی آمپری در نظر گرفته شده است. قدرت بسیار بالای شارژ به وسیله دستگاه پاور بانک آرون باعث می شود تا در مدت زمان بسیار کمی هر نوع دستگاه در دست را شارژ نماید. ولتاژ برقی مصرفی پاور بانک آرون را باتوجه به ولتاژهای استاندارد جامعه در نظر گرفته اند. به صورتی که در کوتاه ترین زمان شارژ فوق العاده ای را به ارمغان خواهد آورد. قابلیت تشخیص ولتاژ هوشمند از مهمترین ویژگی های پاور بانک arun y625 به شمار می رود. با این قابلیت خود به صورت خودکار مان اتمام شارژ شدن وسیله را از طریق صفحه led به نمایی می گذارد.

آیا اختیار، توهم است؟

آیا اختیار، توهم است؟

فراديد/ شما از ازل قرار بوده که خواندن اين مقاله را شروع کنيد. از لحاظ تئوري، از لحظۀ بيگ بنگ مي‌شد اين اتفاق را پيش‌بيني کرد. شما هميشه قرار بوده است که اين جمله را بخوانيد و اين کار و هر کار ديگري که مي‌کنيد، نتيجۀ ناگزير هر آن چيزي است که پيش از اين لحظه رخ داده است. هر برخورد اتم‌ها و مولکول‌ها با هم، و ساختار دقيق دي‌ان‌اي شما، ترکيب شيميايي دقيق بدن شما و سيگنالهاي الکتريکي‌اي که شما را وادار مي‌کنند، کاري که انجام مي‌دهيد را انجام دهيد، همگي به وسيلۀ قوانين علمي از آغاز زمان تعيين شده‌اند. اين چيزي است که آن را “جبرگرايي” مي‌نامند، و چالش بزرگي براي نظريات آزادي اراده محسوب مي‌شود. در سي سال اخير، کشفيات در زمينۀ عصب شناسي، دوباره بحث در مورد جبرگرايي در مقابل آزادي ارادۀ بشر را داغ کرده است. بحثي که حداقل از زمان سقراط، ميان دانشمندان و فلاسفه جريان داشته است. جبرگرايي که يکي از مشهورترين مبلغان آن آيزاک نيوتن بوده، در حال حاضر ظاهراً دست بالا را پيدا کرده است. دليل اين موضوع، به يک مجموعه آزمايشات بر روي مغز بازمي‌گرد که از دهۀ ۸۰ ميلادي آغاز شدند که نشان مي‌دهد، مغز ما پيش از آنکه حتي از تصميماتمان مطلع شويم، براي ما تصميم‌گيري مي‌کند. دانشمندان امروز مي‌توانند شما را با سيم به کامپيوتر متصل کنند و انتخابي را که قرار است انجام دهيد را چندين ثانيه پيش از آنکه حتي خودتان از تصميمتان مطلع باشيد، پيش بيني کنند. اگر نسبت به تصميم‌گيري خود آگاهي نداريد، چگونه مي‌توانيد بگوييد که عملي را داوطبانه انجام داده‌ايد، و چگونه مي‌توانيد مدعي شويد که همۀ کارهايتان را “اراده” کرده‌ايد؟ و اگر خودآگاهانه عمل مي‌کنيد، دقيقاً آن چيزي که کاري که انجام مي‌دهيد را تعيين مي‌کند، چيست؟ به نظر مي‌رسد که پرسشگري علمي، در حال نابود کردن ايدۀ اختيار است. اما واقعاً اين طور است؟ تصميم‌ها تصور کنيد که به يک ساعت روي يک کامپيوتر نگاه مي‌کنيد، که عقربۀ آن به سرعت حرکت مي‌کند، و از شما خواسته شده تا دکمه‌اي به تصميم خودتان در هر نقطه‌اي که دلتان مي‌خواهد فشار دهيد. شما بايد در لحظه‌اي که تصميم داريد انگشتتان را حرکت دهيد، به محل قرارگيري نشانگر آرون چیست؟ عقربه روي صفحۀ ساعت توجه کنيد. در تمام مدت، فعاليت الکتريکي مغز شما با استفاده از يک الکتروانسفالوگرام (EGG) تحت نظر قرار دارد. اين آزمايش را بنجامين ليبت، عصب‌شناس آمريکايي، در سال ۱۹۸۳ انجام داد، و باعث شد تا دوباره بحث در مورد آزادي اراده (اختيار) به جريان بيافتد. ليبت با استفاده از زماني که شرکت‌کننده متوجه ساعت مي‌شد و زماني که دکمه را فشار مي‌داد، زمان دقيق تصميم خودآگاه را محاسبه کرد. سپس زمان تصميم را با زمانِ جهشي در فعاليت مغزي که تحقيقات پيشين نشان داده بود، نمايانگر تصميم‌گيري است، مقايسه کرد. او دريافت که فعاليت مغزي به طور ميانگين، ۳۰۰ ميلي‌ثانيه پيش از آنکه افراد نسبت به تصميم‌گيري آگاه شوند، صورت مي‌گيرد. اين تغيير در فعاليت مغز که قبل از تصميم‌هاي آگاهانه صورت مي‌گيرد، پتانسيل آمادگي ناميده مي‌شود، و آن را سيلي‌اي به صورت نظريۀ اختيار مي‌دانند، چرا که نشان مي‌دهد مغز بسيار پيش از آنکه ما “تصميم” به انجام کاري بگيريم، مغز خود را براي انجام آن آماده مي‌کند. آزمايش‌هاي ليبت ساده بودند، اما يافته‌هايش توسط پيروانش مبناي کارهاي بيشتر قرار گرفته‌اند. در سال ۲۰۱۰، جراحان عصب و عصب‌شناسان از دانشگاه‌هاي UCLA، و هاروارد آزمايش ليبت را تکرار کردند، منتها اين بار الکترودهايي در مغز نصب نمودند تا فعاليت نورونهاي مشخصي را ثبت کنند. آنها پتانسيل آمادگي‌هايي را ثبت که کردند که ۱٫۵ ثانيه قبل از تصميم شکل گرفته بودند. علاوه بر اين، اسکن مغزهايي که توسط جان ديلان هاينس، عصب‌شناسي در برلين، در سال ۲۰۰۷ انجام شد، نشان داد که برخي از نشانگر آرون چیست؟ تصميماتي را که مي‌گيريم، مي‌توان از ۷ ثانيه قبل، پيش‌بيني کرد. او شرکت‌کنندگان در تحقيق را در اسکنر مغز قرار مي‌داد، و سپس از آنها مي‌خواست تا دکمۀ سمت راست يا سمت چپ را به دلخواه خود و هر زمان که خواستند، فشار دهند. معلوم شد که الگوهاي فعاليت مغزي منجر به تصميم‌هاي “راست” با تصميم‌هاي “چپ” متفاوت هستند، و از چند ثانيه قبل از آنکه دکمه فشار داده شود، آشکار مي‌شوند. شايد جنجالي‌ترين آزمايش‌ها و نظرات را در اين زمينه، دانيل وگنر، روانشناس آمريکايي داشته باشد، که پيش از مرگش در سال ۲۰۱۳، استدلال کرده بود که احساس اختيار نسبت به آنچه که انجام مي‌دهيم، يک توهم است. او گوشزد کرد که همواره مثالهاي زيادي از اينکه ما خود اشتباهاً عامل اعمال خود مي‌دانيم، وجود دارد. بعضي اوقات کاري را انجام مي‌دهيم، ولي فکر نمي‌کنيم که آن کار را انجام مي‌دهيم: مثلاً تکان دادن ليوان روي يک تختۀ احضار روح، تکان دادن شاخۀ چوب در هنگام جستجو براي منابع آب، يا انجام دادن وظايف تحت تاثير هيپنوتيزم. در سوي ديگر، بعضي وقتها هيچ کاري انجام نمي‌دهيم در حالي که تصور مي‌کنيم در حال انجام کاري هستيم. وگنر اين موضوع را با ترتيب دادن نوعي احضار روح برعکس نشان داده است. او يک تخته را روي يک جوي‌استيک کامپيوتري نصب کرد، و از دو شرکت‌کننده خواست تا در دو طرف آن بنشينند و انگشت خود را روي تخته بگذارند، و باعث شوند که يک نشانگر روي يک صفحه حرکت کند. به آنها گفته شده بود که نشانگر را هر وقت که خواستند متوقف کنند. پس از آنکه نشانگر متوقف مي‌شد از شرکت‌کننده‌ها پرسيده مي‌شد که به چه شدتي احساس مي‌کنند که محل توقف نشانگر، محلي بوده که شخصاً انتخاب کرده بودند. به صورت مطلق، همۀ شرکت‌کننده‌ها باور داشتند که خودشان محل توقف را تعيين کرده بودند. نکته اينجا بود که يکي از دو شرکت‌کننده، در حقيقت در آزمايش همدست بود، و کنترل کامل نشانگر را در تمام مدت در دست داشت. آزمايش مشهور وگنر آزمايش مشهور وگنر وگنر در اين مورد مي‌گويد که ما پيوسته خودمان را فريب مي‌دهيم و آنچه که او “توهم ارادۀ آگاهانه” ناميده بود در ما وجود دارد. اين موضوع باعث شد تا ساير روانشناسان و عصب‌شناسان يک گام فراتر بروند و بگويند که احساس قصد کردن، چيزي است که انسان همواره پس از انجام کار به اعمال خود نسبت مي‌دهد. ما داستانهايي مي‌سازيم تا بتوانيم مالکيتِ اعمالي را به هر روي اتفاق مي‌افتادند را به خودمان نسبت دهيم. حتي براي پراگماتيست‌ترين دانشمندان نيز، اين ديدگاه، نگاهي آزاد دهنده نسبت به انسان به نظر مي‌رسد. ديدگاهي که انسان را يک ربات برنامه‌ريزي شده مي‌داند و اعمال ما را محصول فرآيندهاي ناخودآگاه مي‌داند، نه تفکر. اما اين به هيچ وجه تمام ماجرا نيست. اگر قبلاً علم بحث در مورد اختيار را از حوزۀ سنتي عمل “مستقل” فراتر برده بود، درک جديدي که نسبت به خودآگاهي انسان بدست آورده، کاستي‌هايي را در مورد صحبت راجع به “اختيار” را از همان بدو امر آشکار مي‌کند. در نتيجه، دانشمندان و فلاسفه در حال پي‌ريزي راههايي جديد براي دريافتن معناي واقعي “آزادي” هستند. بحث بزرگ پاتريک هاگارد، يک عصب‌شناس بريتانيايي است که با ليبت همکاري مي‌کرد و در مسائل اختيار و عمل ارادي تحقيق مي‌کند. او استاد انستيتوي عصب‌شناسي شناختي در دانشگاه کالج لندن است. او که تا همين اواخر با لقب “ضد اختيار” شناخته مي‌شد، مي‌گويد که نظرياتش با بي‌ربط شدن روز به روز مباحث سنتي، تکامل پيدا کرده است. هاگارد مي‌گويد که يک چيز مشخص است: ديگر نمي‌شود ديدگاه‌هاي دوگانه‌گرايانه را با رويکرد علمي نشانگر آرون چیست؟ آشتي داد. دوگانه‌گرايي باوري است که در دين و آثار فيلسوفاني چون رنه دکارت وجود دارد و بر اساس آن يک روح يا ذهن مي‌تواند مستقل از مغز و بدن وجود داشته باشد. او مي‌گويد: “عصب‌شناس مجبور است که معتقد باشد، همۀ افکار، احساسات و تجارب ما نتيجۀ رويدادهاي الکتريکي و شيميايي در مغز هستند.” اين، يعني دو ريختن اين نظر که “خود”ي وجود دارد که به مغز مي‌گويد چه کند. اما همزمان، او معتقد است که اين نظر که ما خودمان را فريب مي‌دهيم که ارادۀ آگاهانه داريم، زياده‌روي است. او به اثر تازه‌اي از آرون شورگر در فرانسه اشاره مي‌کند، که در آن اين نظرِ ليبت که “پتانسيل آمادگي” واقعاً نمايانگر برنامه‌ريزي مغز براي حرکت بعدي است را به چالش کشيده است. برخي معتقدند که اين اثر آزادي اراده را دوباره به عصب‌شناسي بازگردانده است. شورگر با کار بر روي تحقيقات پيشين که نشان مي‌دادند وقتي ما بر اساس، مثلاً، ورودي‌هاي بصري تصميمي مي‌گيريم، گروههايي از سلول‌هاي مغزيمان شروع به جمع‌آوري شواهدي در دفاع از نتايج مختلف مي‌کنند، به نتايج تازه‌اي رسيده است. وقتي که اين نويز عصبي به اوج مي‌رسد، از يک آستانه عبور مي‌کند و به يک نتيجه مي‌رسد. توهم بصري معروف لباسي که به رنگهاي مختلف به نظر مي‌رسيد، در ماه مارس اينترنت را درنورديد. اين عکس نشان مي‌دهد که مغزهاي مختلف، بر اساس شواهد چندپهلو، به نتايج متفاوتي مي‌رسند. لباس جنجالي لباس جنجالي شورگر مطرح مي‌کند که اين نويز عصبي پيوسته، در تمام تصميم‌گيري‌ها نقش دارد. او مدل کامپيوتري‌اي از فعاليت الکتريکي هنگامي که مغز اطلاعات را کنار هم مي‌چيند ايجاد کرد، و دريافت که مشابه الگوهاي پتانسيل آمادگي‌اي است که ليبت از آنها مي‌گفت. او استدلال کرد که آنچه فرآيند تصميم‌گيري ماقبل خودآگاهي به نظر مي‌رسد، ممکن است نمايانگر آماده شدن براي تصميم‌گيري خودآگاه باشد. او با يک آزمايش نشان داد که شرکت‌کنندگاني که بيشترين نويز نوروني را داشتند، در انتخاب‌هاي “خودانگيز” (spontaneous) سريعتر بوده‌اند. هاگارد مي‌گويد: “نظرات شورگر جالب هستند. شما مي‌توانيد بگوييد که تئوري او با آزادي اراده سازگار است، چون که اين عبور از آستانه به منزلۀ تصميم به عمل است، اما به نظرم او خودش هم مواظب است که يک وقت ادعا نکند خود اين فرآيند خودآگاه است.” سوال بزرگي که بايد به آن پرداخت، در وهلۀ اول خودآگاهي است، چرا بدون درک بهتر خودآگاهي، صحبت کردن از اختيار، محلي از اعراب ندارد. هاگارد در ادامه مي‌گويد: “به نظرم ما تجربۀ خودآگاهانه‌اي از آنچه که در شرف انجامش هستيم، داريم. آنچه پژوهش‌هاي ما بر آن متمرکز شده، همين سيال تجربه است. ما نياز دريم که بدانيم آيا تفاوتي بين اعمال خودآگاه، مثلاً مثل درست کردن يک فنجان چاي، با کارهايي که مي‌توانيم به صورت ناخودآگاه انجام مي‌دهيم، همچون راه رفتن، وجود دارد؟ عصب‌شناسان بر روي دو ناحيه از مغز که به نظر مي‌رسد، احساس اختيار نسبت به آنچه انجام مي‌دهيم را به ما مي‌دهند، مطالعه مي‌کنند. به نظر مي‌رسد که کورتکس جداري عقبي در مغز که در بخش عقب مغز قرار دارد، در برنامه‌ريزي و نظارت بر اعمال ما نقش دارد. و کورتکس پيشين-مياني که در محل تلاقي دو نيمکرۀ مغز قرار دارد، پيش از حرکت فعال مي‌شود. وقتي که پزشکان با الکتريسيته اين ناحيه را تحريک مي‌کردند، بيماران گزارش دادند که انگيزه‌اي براي تکان دادن دست در خود احساس کرده‌اند. هاگارد مي‌گويد: “اين يک ذره شبيه به اراده است.” فيلسوفها نيز، در حاضر پيشرفتهاي عصب‌شناسي را به بحث‌هاي خود در مورد آزادي اراده (اختيار) وارد کرده‌اند. هلن بي‌بي، استاد فلسفه در دانشگاه منچستر مي‌گويد، خيلي‌ها از آنچه که عصب‌شناسان مي‌گويند، شگفت‌زده نشده‌اند. او مي‌گويد: “يک مکتب فلسفي بزرگ وجود دارد که من هم طرفدار آن هستم، که مي‌گويد حتي اگر هر چيزي که ما انجام مي‌دهيم، سببي داشته باشد که کاملاً انجام آن را توجيه کند، باز هم عمل آزادانه کاملاً امکانپذير است. پيش از ليبت هم، اکثر ما فکر مي‌کرديم که علل پيشين وجود دارند، تنها نمي‌دانستيم که اين علل چه هستند.” بي‌بي باور دارد که يک نگاه همه جانبه به تجربۀ بشر آشکار مي‌سازد که عصب‌شناسي تنها بخشي از داستان را روايت مي‌کند. او مي‌گويد: “مثلاً فرض کنيد که به يک ميليون سال گذشته تنها از نظر مولکولي محض نگاه کنيد، در اين صورت فرآيندهاي تکاملي يا رفتار حيوانات را متوجه نخواهيد شد. شما مي‌توانيد داستانتان را با استفاده از فيزيک و شيمي از لحاظ علت و معلولي توجيه کنيد، اما در عين حال از چيزهاي خيلي مهم ديگري غفلت ورزيده‌ايد. اگر به مغز به ديد يک ماشين عصبي نگاه کنيد، مطمئناً آزادي اراده را در آن پيدا نخواهيد کرد، چرا که اين سطحي از تبيين نيست که در آن آزادي اراده خود را نشان مي‌دهد.” وي مي‌افزايد: “چه نيازي هست که حتماً جبرگرايي دروغ باشد، تا ما اختيار زندگي خودمان را در دست داشته باشيم؟ هيچ کدام از ما حس نمي‌کند که انگار اسلحه روي شقيقه‌اش گذاشته‌اند که براي خودش چاي درست کند يا مثلاً حس مردۀ متحرکي که ابزار خيمه شب بازي است را هم ندارد.” درس واقعي‌اي که مي‌توان از تحقيقات اخير در مورد خودآگاهي و تصميم‌گيري در بشر گرفت اين است که هم عصب‌شناسان و هم فلاسفه به اين موضوع واقفند که ما ربات‌هايي نيستيم که نقش‌هاي از پيش‌ تعيين‌شده‌اي را ايفا مي‌کنيم. ما مي‌دانيم که مغز براي تطبيق با تجربۀ بي‌نهايت غنيِ انسان بودن، فرآيندهاي بي‌نهايت پيچيده‌اي دارد و پژوهش‌هاي فعلي تنها، در حال حاضر در حال کاويدن گوشه‌اي بسياري کوچکي از همۀ اينهاست. تصميم‌گيري راجع به فشار دادن يک دکمه، يک چيز است و تصميم‌گيري راجع به ازدواج با يک فرد، به کل چيز ديگري است. رد کردن آزادي اراده حالا حالاها کار دارد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.