سطوح حمایت کلیدی


استراتژی معاملاتیِ حمایت و مقاومت (با نایل فولر)

سطوح حمایت و مقاومت، سطوح افقی قیمتی هستند که از طریق وصل کردن سقف ها (یا کف ها) شکل میگیرند و سطوح افقی را روی چارت شکل میدهند.

سطوح حمایت و مقاومت زمانی شکل میگیرند که پرایس اکشن برمیگردد و تغییر جهت میدهد.

بدین ترتیب یک سقف یا کف (سوئینگ) شکل میدهد. سطوح حمایت و مقاومت میتوانند منجر به شکل گیری دامنه معاملاتی شوند (همانند چارت زیر).

همچنین این سطوح را در روند نیز میتوان دید که بازار اصلاح میشود و نقاط سوئینگ شکل میدهد.

اکثر اوقات، قیمتها به سطوح حمایت و مقاومت احترام میگذارند. به عبارت دیگر این سطوح، قیمتها را نگه میدارند تا اینکه این سطوح شکسته شوند.

در چارت زیر میبینیم که سطوح حمایت و مقاومت توانسته اند قیمتها را در درون یک دامنه معاملاتی نگه دارند.

دامنه معاملاتی، ناحیه ای است که قیمتها بین دو خط موازیِ حمایت و مقاومت قرار گرفته اند؛ همانند زیر.

یعنی در دامنه معاملاتی، قیمتها بین سطوح حمایت و مقاومت در نوسان هستند.

همانطور که در چارت زیر مشخص است، قیمتها سقف دامنه معاملاتی را شکسته اند و از سطح مقاومت بالاتر رفته اند.

سپس برگشته و سطح مقاومت قدیمی را تست میکنند که این سطح، توانسته قیمتها را حفظ کند و همانند حمایت عمل کرده است.

استراتژی معاملاتیِ حمایت و مقاومت

1 3 - استراتژی معاملاتیِ حمایت و مقاومت (با نایل فولر)

سطوح حمایت و مقاومت به روش دیگری هم شکل میگیرند، یعنی از طریق سوئینگ های شکل گرفته در روند.

وقتی بازار در روند است، اصلاح صورت میگیرد. اصلاح بازار منجر به شکل گیری نقاط سوئینگ میشود؛ که در روند صعودی منجر به شکل گیری سقف و در روند نزولی منجر به شکل گیری کف میشود.

در روند صعودی، قیمتها سقفی را میشکنند و بعد آن را تست کنند. پس در روند صعودی، سقف های قبلی همانند سطوح حمایت عمل میکنند.

عکس این حالت در روند نزولی صدق میکند. یعنی قیمتها کف را میشکنند و بعد آن را تست میکنند.

پس در روند صعودی، کف ها قبلی همانند سطح مقاومت عمل میکنند.

در شکل زیر یک روند نزولی داریم و بازار، سوئینگ های قبلی را تست کرده است.

وقتی بازار برمیگردد که سطح حمایت قبلی را تست کند، این سطح به عنوان مقاومت عمل میکند و اکثر اوقات میتواند قیمتها را نگه دارد.

نقطه مناسب برای ورود جایی است که قیمتها برمیگردند و نقاط سوئینگ را تست میکنند (مثلا سیگنال فروش پین بار را در چارت زیر میبینیم).

چون وقتی روند به این نقاط برمیگردد، احتمالا ادامه میابد. پس نقطه مناسبی برای ورود است چون ریسک کم و بازدهی بالایی دارد.

2 5 - استراتژی معاملاتیِ حمایت و مقاومت (با نایل فولر)

چگونه سیگنال های پرایس اکشن را در سطوح حمایت و مقاومت معامله کنیم؟

سطوح حمایت و مقاومت، بهترین دوستِ یک معامله گرِ هستند.

وقتی سیگنال ورودِ پرایس اکشن در ناحیه کلیدی حمایت و مقاومت شکل میگیرد، آنگاه احتمال موفقیت معامله بسیار بالا خواهد بود.

سطوح کلیدی جای مناسبی برای ایست ضرر است و در این سطوح، احتمال چرخش بازار زیاد است.

پس معمولا در سطوح کلیدی حمایت و مقاومت، نسبت ریسک-بازدهی خوبی شکل میگیرد.

سیگنال ورود پرایس اکشن (مانند پین بار و یا سایر سیگنال ها)، این حالت را تایید میکند که ممکن است قیمتها از سطوح حمایت و مقاومت دور شوند.

در شکل زیر، سطح کلیدی مقاومت داریم که استراتژی فیکی نیز در این سطح شکل گرفته است.

ستاپ فیکی نشان میدهد که قیمتها با شدت زیادی برگشته اند و همچنین یک شکست ناکام نیز در سطح مقاومت شکل گرفته است.

بنابراین بعد از شکل گیری این سیگنال، احتمال نزولی شدن قیمتها بسیار زیاد است.

3 3 - استراتژی معاملاتیِ حمایت و مقاومت (با نایل فولر)

در شکل زیر یک روند صعودی داریم و نحوه معامله با پرایس اکشن در سطح حمایت مشخص شده است.

هر وقت سیگنال خرید پین بار داشته باشیم(که در اینجا دو تا پین بار داریم)، آنگاه روند صعودی آماده است که به حرکت خود ادامه دهد و از سطح حمایت بالاتر برود.

4 3 - استراتژی معاملاتیِ حمایت و مقاومت (با نایل فولر)

استراتژی معاملاتیِ حمایت و مقاومت

در شکل زیر بررسی میکنیم که وقتی بازار در روند است، آنگاه سوئینگ قبلی به عنوان سطح حمایت و مقاومت عمل میکند.

بنابراین باید به این سطح دقت کنیم تا شاید سیگنال پرایس اکشن برای ورود شکل بگیرد.

در اینجا یک روند صعودی داریم و سوئینگ سقف هم تبدیل شده است به سطح حمایت.

در اینجا میبینیم که قیمتها برگشته اند تا مجدد این سطح را تست کنند و در همانجا یک پین بار شکل گرفته است که سیگنال خرید میباشد.

پس میتوانیم در این سطح تلاقی، مجدد وارد روند صعودی بشویم.

5 3 - استراتژی معاملاتیِ حمایت و مقاومت (با نایل فولر)

در شکل زیر میبینیم که در سمت چپ، سوئینگ کف در روند نزولی شکل گرفته است.

همانطور که مشخص است این سطح برای چند ماه بعد، معتبر باقی مانده است.

حتی وقتی که روند نزولی تبدیل شده است به روند صعودی، این سطح هچنان معتبر است.

در ابتدا که قیمتها این سطح را به سمت پایین شکسته اند، این سطح عملکرد مقاومت را دارد.

اما وقتی که این سطح مقاومت شکسته شد و روند صعودی شکل گرفت، این سطح عملکرد حمایت را داشته است. و در همینجا میبینیم که سیگنال خرید “پین بار-فیکی” شکل گرفته است.

6 2 - استراتژی معاملاتیِ حمایت و مقاومت (با نایل فولر)

نکات مربوط به حمایت و مقاومت:

۱-در رسم سطوح حمایت و مقاومت خیلی ریزبین نشوید و هر سطح کوچکی را رسم نکنید.

فقط سعی سطوح حمایت کلیدی کنید سطوح کلیدی را رسم کنید. همان سطوحی که در چارتهای بالا شمخص شده است.

چون سطوح کلیدی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار هستند.

۲-سطوح حمایت و مقاومتی که رسم میکنید، کاملا به صورت دقیق از سقف ها و کف ها نیمگذرد.

گاهی اوقت ایرادی ندارد که این خطوط کمی پایینتر از سقفِ شمع یا کمی بالاتر از کفِ شمع رسم شوند.

نکته مهم این است که رسم این خطوط، نیازمند یک علم دقیق نیست. بلکه برای اینکار به مهارت و هنر نیاز داریم که از طریق تجربه و تمرین به آن میرسید.

۳-هر وقت شک داشتید که آیا باید بر اساس سیگنال پرایس اکشن ورود کنید یا نه، آنگاه از خود بپرسید که آیا این سطح کلیدیِ حمایت و مقاوت است؟

اگر سیگنال مورد نظر در سطح کلیدی حمایت و مقاومت شکل نگرفته باشد، آنگاه بهتر است که آن سیگنال را نادیده بگیرید.

۴-اگر استراتژی های پرایس اکشن(مانند پین بار، فیکی و یا اینساید بار) در سطح تلاقیِ حمایت و مقاومت شکل بگیرند، آنگاه احتمال موفقیت آنها بیشتر است.

ترفند رسم دقیق سطوح کلیدی (حمایت و مقاومت)

می‌دانید که استفاده از سطوح کلیدی در بازار یکی از رازهای موفقیت یک معامله‌گر در بازار فارکس است. همه معامله گران بازار فارکس هر روز سطوح کلیدی مختلفی را رسم می‌کنند و از آن برای ورود و مدیریت معاملات استفاده می‌کنند. اما چگونه می‌توان مطمئن شد که سطح کلیدی مشخص شده، دقیق رسم شده است؟ آیا سطح کلیدی باید در اوج یا کف کندل قیمتی یا در بدنه کندل رسم شود؟ پاسخ این سؤالات به شرایط بازار بستگی دارد. در بعضی موارد ممکن است که سطح کلیدی از اوج یا کف کندل رسم شود. درحالی‌که در برخی موارد منطقی است که سطح کلیدی نزدیک به بدنه کندل ترسیم شود.

تایم فریم (Timeframe) یا بازه زمانی

قبل از اینکه در مورد موقعیت ایده آل سطح کلیدی صحبت شود، ابتدا باید رابطه بین سطوح کلیدی و بازه‌های زمانی را درک کنیم. شاید متوجه شده باشید که ممکن است سطوح کلیدی در تایم فریم‌های مختلف وضعیت متفاوتی داشته باشند. به عنوان مثال شاید یک سطح کلیدی در نمودار روزانه عالی به نظر برسد، اما همان سطح کلیدی در نمودار چهارساعته توسط بازار شکسته شود. به مثال زیر توجه کنید:

آموزش فارکس آموزش پرایس اکشن آموزش سطوح کلیدی حمایت مقاومت نمودار روزانه GBPUSD حمایت

آموزش فارکس: به واکنش GBPUSD به سطح کلیدی نگاه کنید. منظور از سطح کلیدی همان سطوح حمایتی و مقاومتی بازار است. در این تصویر مشاهده می کنید که بازار سطوح حمایت کلیدی ابتدا در قالب مقاومت و در ادامه در قالب حمایت به خط قرمز رنگ افقی واکنش نشان داده است.

طبق تصویر بالا مشاهده می‌کنید که سطح کلیدی در تایم فریم روزانه GBPUSD به خوبی عمل کرده است و بازار در هر بار برخورد به این سطح کلیدی واکنش نشان دهد.
حالا نگاهی به همان سطح کلیدی در نمودار چهارساعته می‌اندازیم:

آموزش فارکس آموزش پرایس اکشن سطوح کلیدی حمایت در نمودار چهارساعته GBPUSD

آموزش فارکس: هر چند در نمودار روزانه GBPUSD بازار نتوانسته در زیر حمایت بسته شود، اما در تایم فریم چهارساعته شکست جعلی در این حمایت روی داده است.

در نمودار چهارساعته، سطح کلیدی فوق در قالب حمایت عمل کرده است اما یک کندل قیمتی زیر این سطح بسته شده است. در نگاه اول به نظر می‌رسد که شکست حمایت می‌تواند منجر به سقوط بازار شود. اما این اتفاق نیفتاده است، زیرا این سطح کلیدی متعلق به نمودار روزانه است نه نمودار چهارساعته.
در تصویر زیر، دو تایم فریم روزانه و چهارساعته به طور هم‌زمان مقایسه شده‌اند:

آموزش فارکس آموزش پرایس اکشن نمودار چهارساعته نمودار روزانه GBPUSD سطوح کیدی حمایت

آموزش فارکس: مقایسه واکنش نمودار های روزانه و چهارساعته به سطح کلیدی (حمایت)

ما می‌توانیم از مقایسه بالا، دو نتیجه بگیریم: اولاً بازار به این سطح کلیدی در قالب حمایت واکنش نشان داده است. ثانیاً این سطح کلیدی در نمودار روزانه مهم‌تر است. بدین معنی که بازار به این سطح حمایتی در نمودار روزانه واکنش بهتری نشان داده است و در نتیجه بهتر است طبق نمودار روزانه وارد معامله شویم. مثال بالا ممکن است که ساده به نظر برسد، اما درک اهمیت تایم فریم‌ها در شناسایی سطوح کلیدی بسیار مهم است.

نمودار یک‌ساعته را از دست ندهید

اگرچه ممکن است تمام معاملات خود را در تایم فریم‌های چهارساعته و روزانه انجام دهید، اما نباید نمودار یک‌ساعته را کنار بگذارید. اگر از تایم فریم یک‌ساعته به درستی استفاده شود، می‌تواند معرف خوبی برای نوسانات بازار در تایم فریم‌های بالاتر باشد. از نمودار یک‌ساعته می‌توان برای تصحیح محل سطوح کلیدی که در نمودارهای بالاتر مشخص شده‌اند، استفاده کرد. البته باید به این واقعیت اشاره کنیم که این ترفند همیشه جواب نمی‌دهد، اما در اکثر موافق کارایی خوبی دارد.

آموزش فارکس آموزش پرایس اکشن رسم کانال صعودی در نمودار چهارساعته AUDUSD

آموزش فارکس: به کانال صعودی دقت کنید. دایره های رسم شده نشان می دهند که کانال چگونه رسم شده است.

نمودار چهارساعته فوق، نشان دهنده نوسان AUDUSD در کانال صعودی است. تشخیص این الگوها آسان است، اما چگونه می‌توان از صحت این کانال اطمینان یافت؟ آیا نمی‌شد کانال را به صورت زیر رسم کرد؟

آموزش فارکس آموزش پرایس اکشن رسم کانال صعودی نمودار چهارساعته AUDUSD شکل 2

آموزش فارکس: آیا می شد کانال صعودی را این گونه هم رسم کرد؟

در نمودار بالا، سطح حمایتی کانال کمی پایین‌تر رسم شده است تا شامل دو کف قیمتی اول هم باشد. برای مقایسه، یک نمای نزدیک از دو کانال ارائه شده است:

آموزش فارکس آموزش پرایس اکشن مقایسه نحوه رسم کانال صعودی در نمودار چهارساعته AUDUSD

آموزش فارکس: نحوه رسم کانال صعودی در نمودار چهارساعته AUDUSD را با هم مقایسه کنید.

مقایسه بالا نشان می‌دهد که چگونه سطح حمایتی کانال شماره یک، تمام کف قیمتی‌ها یا نقاط چرخشی بازار را در برگرفته است، درحالی‌که سطح حمایتی کانال شماره دوم این‌گونه نیست و کانال دو با استفاده از پایین‌ترین کف‌های قیمتی رسم شده است. بدین ترتیب چگونه می‌توان تعیین کرد که مناسب‌ترین مکان برای رسم کانال کدام است؟ برای یافتن پاسخ این سؤال به نمودار یک‌ساعته می‌رویم.

آموزش فارکس آموزش پرایس اکشن رسم کانال صعودی در نمودار یک ساعته AUDUSD

آموزش فارکس: رسم همان کانال صعودی در نمودار یک ساعته AUDUSD

طبق نمودار یک‌ساعته، جفت ارز AUDUSD در واکنش به سطح حمایتی، پین بار صعودی تشکیل داده است. لازم به ذکر است این سطح حمایتی دقیقاً همان محل حمایتی در کانال شماره ۱ است.

بنابراین این پین بار صعودی به ما چه می‌گوید؟

الگوی پین بار نشان دهنده تنش میان خریداران و فروشندگان و هم چنین نشانگر افزایش عرضه یا تقاضا در سطح کلیدی خاصی است. پین بار صعودی فوق به ما می‌گوید که کانال شماره یک، بهترین مکان برای شکل‌گیری این الگو است.
ممکن است از خود بپرسید که ادامه این کانال در نمودار یک‌ساعته چگونه به نظر می‌رسد؟ در حقیقت، تنها راه‌کار این “ترفند” این است که کل سطح کانال با نمودار یک‌ساعته تراز شود.

آموزش فارکس آموزش پرایس اکشن کانال صعودی یک ساعته AUDUSD پین بار

آموزش فارکس: به نحوه رسم همان کانال صعودی در نمودار یک ساعته دقت کنید.

طبق نمودار بالا مشاهده می‌کنید که جفت ارز AUDUSD در نمودار یک‌ساعته به خوبی به سطح حمایتی (کف کانال) واکنش نشان داده است. شکل‌گیری پین بار صعودی در اطراف سطح حمایتی نشانگر معتبر بودن این پین بار است. اما درصورتی‌که یکی از کندل های یک‌ساعته زیر کف کانال بسته شوند، می‌توان گفت که کانال شکسته شده است و دیگر نمی‌توان از این روش استفاده کرد.
احتمالاً زمانی که پین بار نقض شد، این سؤال برای شما پیش بیاید که استفاده از نمودار یک‌ساعته چه فایده‌ای دارد؟ به یاد داشته باشید که در این مبحث، هدف ما پیدا کردن سیگنال پرایس اکشن در کانال نیست. ما برای تنظیم دقیق‌تر کانال از نمودار یک‌ساعته استفاده می‌کنیم. این امر باعث می‌شود معامله در بازه زمانی چهارساعته بسیار دقیق‌تر و مطمئن‌تر باشد.
همه عوامل را با هم ترکیب کنید
با توجه به مطالب بالا، سطوح کلیدی تعیین شده‌اند و آماده هستیم که در نمودار چهارساعته وارد معامله شویم. بهتر است همه معاملات خود را در بازه‌های زمانی بالاتر (چهارساعته و روزانه) انجام دهیم. بنابراین اگرچه ما در این درس از چارچوب زمانی یک‌ساعته استفاده کردیم، تا سطوح کلیدی خود را مشخص کنیم، اما با استفاده از چارچوب زمانی چهارساعته وارد بازار می‌شویم.

آموزش فارکس آموزش پرایس اکشن کانال صعودی نمودار چهارساعته AUDUSD معامله شکست کانال

آموزش فارکس: بهتر است که سطوح کانال را با نمودار یک ساعته تنظیم کرد، اما برای معامله حتما از نمودار چهارساعته یا روزانه استفاده کنید.

طبق تصویر فوق، مشاهده می‌کنید که بازار سطح کلیدی (کف کانال) را شکسته است. این سطح، خط رقابت بین خریداران و فروشندگان بود که شکست کف کانال، می‌تواند سیگنال فروش برای فروشندگان و هشدار خروج از معامله خرید برای خریداران باشد. این بدان معناست که شما اکنون سطح کلیدی دقیقی دارید که می‌توانید از آن به عنوان اندیکاتور انتظارات خود استفاده کنید. به عنوان مثال، اگر بازار قبل از شکست کف کانال، از سوی کف کانال حمایت می‌شد و به سمت بالا بازمی گشت، شما می‌خواستید که از معامله فروش خارج شوید، زیرا بازگشت مثبت بازار نشان دهنده حضور خریداران در بازار است.

خلاصه

اگرچه تکنیکی که ما در مورد آن بحث کردیم می‌تواند بسیار کارآمد باشد، اما در هر شرایطی کارساز نخواهد بود و بدون نقص هم نیست. بدین ترتیب یادتان باشد که همیشه با یک استراتژی دفاعی قوی از حساب معاملاتی خود محافظت کنید.

استراتژی معاملاتی سطوح حمایت و مقاومت

سطوح حمایت و مقاومت، سطوح قیمتی افقی هستند، که از اتصال سقف های نوار قیمت به یکدیگر، و همچنین از اتصال کف های نوار قیمت به یکدیگر تشکیل می شوند.

استراتژی معاملاتی سطوح حمایت و مقاومت

حمایت و مقامت چیست؟

سطوح حمایت و مقاومت، سطوح قیمتی افقی هستند، که از اتصال سقف های نوار قیمت به یکدیگر، و همچنین از اتصال کف های نوار قیمت به یکدیگر تشکیل می شوند.

سطح حمایت یا مقاومت زمانی شکل می‌گیرد که پرایس اکشن (price action) بازار معکوس می‌شود و تغییر جهت می‌دهد و همچنین نوساناتی را در بازار به جای می گذارد. سطوح حمایت و مقاومت می‌توانند محدوده‌ های معاملاتی را مانند نمودار زیر ایجاد کنند و همچنین می‌توانند در بازارهای روند دار به‌ عنوان یک عامل برگشتی بازار مشاهده شوند و نقاط نوسان را پشت سر بگذارند.

قیمت، معمولا از سطوح حمایت و مقاومت پیروی می کند، به عبارتی دیگر قیمت ها معمولا حاوی نوسان قیمتی هستند، البته تا زمانی که قیمت به واسطه این خطوط شکسته شود.

در نمودار زیر، نمونه ای از سطوح حمایت و مقاومت، حاوی قیمت در محدوده معاملاتی را مشاهده می کنیم. همانطور که در زیر می‌بینیم محدوده معاملاتی صرفاً ناحیه‌ای از قیمت است که بین سطوح حمایت و مقاومت موازی قرار دارد (قیمت بین سطوح حمایت و مقاومت در یک محدوده معاملاتی در نوسان است).

توجه داشته باشید که در نمودار زیر، قیمت در نهایت شکسته و از محدوده معاملاتی خارج شده و بالاتر از سطح مقاومت حرکت می‌کند، سپس وقتی پایین آمد و سطح مقاومت قبلی را آزمایش کرد، قیمت را ثابت نگه داشته و به عنوان حمایت عمل کرد…

نقاط نوسان در یک روند، روش دیگری برای تشکیل سطوح حمایت و مقاومت در بازار است.

به عنوان یک روند بازار، این روند به عقب برمی گردد و این اصلاح یک «نقطه نوسان»، در بازار باقی می گذارد که در یک روند صعودی مانند یک اوج و یک روند نزولی مانند یک فرورفتگی به نظر می رسد.

در اینجا نمونه‌ای از بازار است که نقاط نوسان قبلی (حمایت) را در یک روند نزولی آزمایش می‌کند، توجه داشته باشید که با بازگشت بازار برای آزمایش نقطه حمایت قبلی، سطح به عنوان مقاومت «جدید» رفتار می‌کند و اغلب قیمت را حفظ می‌کند. عاقلانه است که هنگام بازگشت و آزمایش نقاط نوسان قبلی، به دنبال یک نقطه ورود به روند باشید (سیگنال فروش پین بار را در نمودار زیر ببینید)، زیرا در این سطوح است که به احتمال زیاد روند از سر گرفته می‌شود و پتانسیل ریسک کم/ پاداش زیاد را ایجاد می کند:

چگونه می توان سیگنال‌های پرایس اکشن را از سطوح حمایت و مقاومت معامله کرد

سطوح حمایت و مقاومت «بهترین دوست» معامله‌گران پرایس اکشن هستند. هنگامی که پرایس اکشن در سطح کلیدی حمایت یا مقاومت، سیگنال ورود می دهد، این سیگنال به احتمال زیاد می تواند موقعیت خوبی برای ورود باشد. سطح کلیدی، یک محدوده در اختیار شما می گذارد تا حد ضرر خود را فراتر از آن قرار دهید و از آنجایی که این سطح شانس زیادی دارد تا نقطه تحول در بازار باشد، معمولاً یک نسبت ریسک به پاداش خوب در بازار، در سطوح کلیدی حمایت و مقاومت، شکل می گیرد.

سیگنال های ورودی پرایس اکشن، مانند سیگنال پین بار یا سایر سیگنال‌ها، امکان فاصله گرفتن قیمت از سطح کلیدی حمایت یا مقاومت را «تأیید» می کند.

در نمودار مثال زیر، شکل گیری سطح کلیدی مقاومت و استراتژی جعلی نزولی را می بینیم. از آنجایی که این استراتژی جعلی چنین برگشت تهاجمی و شکست کاذب مقاومت کلیدی را نشان داده است، احتمال زیادی وجود داشت که قیمت پس از سیگنال، روند نزولی را ادامه دهد…

نمودار مثال بعدی، به ما نشان می دهد که چگونه پرایس اکشن ناشی از سطح حمایت را در یک روند صعودی معامله کنیم. توجه داشته باشید که هنگامی که یک سیگنال خرید پین بار واضحی را دریافت کردیم (دو سیگنال پین بار در این مورد وجود دارد)، روند صعودی، آماده از سرگیری بوده و به طور قابل توجهی از سطح حمایتی کلیدی بالاتر رفته است.

مثال نمودار بعدی به ما نشان می‌دهد که چگونه گاهی اوقات در بازارهای روند دار، سطح نوسان قبلی به عنوان یک سطح حمایت یا مقاومت جدید عمل می‌کند و سطح خوبی را برای متمرکز کردن توجه به سیگنال‌های ورود پرایس اکشن فراهم می‌کند.

در این موقعیت، روند صعودی بوده و نوسان افزایش قیمت قبلی در روند صعودی، در نهایت پس از شکسته شدن و تثبیت قیمت در بالای این خط مقاومت، به سطح حمایت تغییر کرده است. می بینیم که وقتی قیمت برای بار دوم این سطح را آزمایش کرده است، یک سیگنال ورودی پین بار خوب، سطوح حمایت کلیدی ناشی از سطح اطمینان برای خرید در بازار و ورود مجدد به روند صعودی در بازار ایجاد کرد.

در نهایت، آخرین نموداری که به آن نگاه می کنیم، نمودار جالبی است. در سمت چپ نمودار به نوسان نزولی که در یک روند نزولی رخ داد توجه کنید. می‌توانید مشاهده کنید که چگونه این سطح ماه‌ها بعد، حتی پس از تغییر روند از پایین به بالا، قابل استفاده باقی ماند. پس از شکسته شدن قیمت، ابتدا به عنوان یک سطح مقاومت عمل کرد، اما زمانی که مقاومت شکسته شد، یک روند صعودی داشتیم و بعد از آن، همان سطح به عنوان حمایت عمل کرد، و اینجاست که سیگنال ترکیبی پین بار جعلی را، در نمودار زیر مشاهده می کنیم :

مفهوم حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

مفهوم حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

مفاهیم حمایت و مقاومت بدون شک دو مورد از مهمترین ابزارهای تحلیل تکنیکال هستند. این عبارات توسط معامله گران برای اشاره به سطوح قیمت در نمودارها استفاده می شود که تمایل دارند به عنوان موانع عمل کنند و مانع از ادامه ی حرکت قیمت یک دارایی در جهت خاصی شوند. در ابتدا، توضیح و ایده پشت شناسایی این سطوح آسان به نظر می رسد، اما همانطور که متوجه خواهید شد، حمایت و مقاومت می تواند به اشکال مختلف باشد و تسلط بر این مفهوم دشوارتر از آنچه در ابتدا به نظر می رسد، می باشد.

تعریف حمایت و مقاومت

حمایت سطح قیمتی است که در آن می توان انتظار داشت یک روند نزولی به دلیل تمرکز تقاضا یا علاقه خرید متوقف شود. با کاهش قیمت دارایی ها یا اوراق بهادار، تقاضا برای آنها افزایش می یابد و در نتیجه خطوط حمایت تشکیل می شود. در همین حال، مناطق مقاومتی به دلیل شناسایی سودها زمانی به وجود می آیند که قیمت ها افزایش یافته است.

هنگامی که یک منطقه حمایت یا مقاومت شناسایی شد، آن سطوح قیمت می توانند به عنوان نقاط ورود یا خروج بالقوه عمل کنند، زیرا وقتی قیمت به نقطه حمایت یا مقاومت می رسد، یکی از این دو کار را انجام می دهد:

  • بازگشت قیمت از سطح حمایت یا مقاومت
  • شکسته شدن حمایت و مقاومت تا زمان رسیدن به حمایت و مقاومت بعدی

هنگامی که قیمت به سطوح حمایت و مقاومت می رسد، انجام معامله می تواند با ریسک بسیار کمی همراه باشد. چرا که اگر معامله گر در جهت اشتباه وارد معامله شده باشد، سریع متوجه شده و معامله ی خود را می بندد اما اگر در جهت درست وارد معامله شده باشد، حرکت پیش روی قیمت می تواند قابل توجه باشد.

سطوح حمایت ومقاومت افقی

آسانترین حمایت ها یا مقاومت ها، به صورت خطوط افقی می باشند. به عنوان مثال در شکل زیر توجه کنید که قیمت چندین بار در عبور از منطقه ی 39 دلار ناتوان بوده است. در این حالت، معامله گران سطح قیمت نزدیک به 39 دلار را سطح مقاومت می نامند. همانطور که از نمودار زیر می بینید، سطوح مقاومت به عنوان یک سقف در نظر گرفته می شوند، زیرا این سطوح قیمتی مناطقی را نشان می دهند که یک رالی صعودی در آنها به اتمام رسیده است.

سطح مقاومت

سطوح حمایت در روی دیگر سکه قرار دارند. حمایت به قیمت هایی در نمودار اشاره دارد که از ریزش بیشتر قیمت دارایی جلوگیری می کند. همانطور که از نمودار زیر می بینید، توانایی شناسایی سطح حمایت نیز می تواند با فرصت خرید همزمان باشد، زیرا به طور کلی این منطقه ای است که فعالان بازار شروع به بالا بردن قیمت ها می کنند.

مفهوم حمایت و مقاومت در تحلیل بورس

خطوط روند

مثال‌های بالا نشان می‌دهند که یک سطح ثابت از افزایش یا کاهش بیشتر قیمت دارایی جلوگیری می‌کند. این موانع ثابت یکی از محبوب‌ترین شکل‌های حمایت و مقاومت است، اما قیمت دارایی‌های مالی به طور کلی روند صعودی یا نزولی دارد، بنابراین دیدن این موانع قیمتی در طول زمان غیرعادی نیست. به همین دلیل است که مفاهیم روند و خطوط روند هنگام یادگیری حمایت و مقاومت مهم هستند.

زمانی که بازار روند صعودی را طی می کند، با کند شدن روند قیمت و شروع به حرکت مجدد به سمت خط روند، سطوح مقاومت شکل می گیرد. این در نتیجه شناسایی سود یا عدم اطمینان کوتاه مدت از ادامه ی روند توسط معامله گران اتفاق می افتد. پرایس اکشن حاصله یک افت جزئی در قیمت سهام را شکل می دهد که منجر به شکلگیری یک سقف کوتاه مدت می شود.

هنگامی که قیمت سهام به سمت حمایت خط روند کاهش می یابد، بسیاری از معامله گران توجه زیادی به قیمت اوراق بهادار خواهند داشت زیرا از نظر تاریخی، این منطقه ای بوده است که از کاهش قابل ملاحظه قیمت دارایی جلوگیری کرده است. برای مثال، همانطور که در نمودار زیر می بینید، یک خط روند می تواند برای چندین سال از قیمت یک دارایی حمایت کند.

خط روند

از سوی دیگر، زمانی که روند بازار به سمت نزول می رود، معامله گران به دنبال مجموعه ای از قله های نزولی هستند و سعی می کنند این قله ها را با یک خط روند به یکدیگر متصل کنند. هنگامی که قیمت به خط روند نزدیک می شود، بیشتر معامله گران مراقب فشار فروش دارایی هستند و ممکن است وارد یک موقعیت فروش شوند زیرا این منطقه ای است که در گذشته قیمت را به سمت پایین سوق داده است.

حمایت و مقاومت یک سطح مشخص، چه با یک خط روند یا از طریق هر روش دیگری کشف شود، هر چقدر که قیمت از نظر تاریخی قادر به شکست آن نباشد، قوی‌تر تلقی می‌شود. بسیاری از معامله‌گران تکنیکال از سطوح حمایت و مقاومت شناسایی‌شده خود برای انتخاب نقاط ورود/خروج استراتژیک استفاده می‌کنند، زیرا این مناطق اغلب قیمت‌هایی را نشان می‌دهند که بیشترین تأثیر را در جهت یک دارایی دارند. اکثر معامله گران در این سطوح به ارزش ذاتی دارایی اطمینان دارند، بنابراین حجم معاملات معمولا در این نقاط بیش از حد معمول افزایش می یابد و ادامه ی حرکت قیمت در جهت قبلی را دشوارتر می کند.

اعداد رند

یکی دیگر از ویژگی های مشترک سطوح حمایت و مقاومت این است که قیمت دارایی ممکن است برای حرکت فراتر از یک عدد رند، مانند 50 یا 100 دلار، با مشکل مواجه شود. اکثر معامله‌گران بی‌تجربه تمایل به خرید یا فروش دارایی‌ها را زمانی دارند که قیمت آن در یک عدد رند باشد. بیشتر قیمت‌های هدف یا حد ضررهای تعیین‌شده توسط سرمایه‌گذاران خرد یا بانک‌های سرمایه‌گذاری بزرگ به جای قیمت‌هایی مانند 50.06 دلار، در سطوح قیمتی رند قرار می‌گیرند. از آنجایی که بسیاری از سفارش‌ها در یک سطح قرار می‌گیرند، این سطوح حمایت کلیدی اعداد به عنوان موانع قیمتی قوی عمل می‌کنند. اگر همه مشتریان یک بانک سرمایه گذاری سفارشات فروش را با هدف پیشنهادی مثلاً 55 دلار انجام دهند، جذب این فروش ها به حجم بسیار زیاد خرید نیاز دارد و بنابراین، سطحی از مقاومت ایجاد می شود.

میانگین های متحرک

اکثر معامله‌گران تکنیکال از اندیکاتورهای تکنیکال مختلف، مانند میانگین‌های متحرک، برای کمک به پیش‌بینی حرکت آینده استفاده می‌کنند، اما این معامله‌گران هرگز توانایی این ابزارها برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت را درک نمی‌کنند. همانطور که از نمودار زیر می بینید، میانگین متحرک یک خط دائما در حال تغییر است که داده های قیمت در گذشته را در نظر می گیرد و در عین حال به معامله گر اجازه می دهد حمایت و مقاومت را شناسایی کند. توجه داشته باشید که چگونه قیمت دارایی در میانگین متحرک، زمانی که روند صعودی است، حمایت می شود و چگونه در هنگام روند نزولی این خط به عنوان مقاومت عمل می کند.

آشنایی با حمایت و مقاومت در بورس

معامله‌گران می‌توانند از میانگین‌های متحرک به روش‌های مختلفی استفاده کنند، مانند پیش‌بینی حرکت صعودی زمانی که قیمت از یک میانگین متحرک کلیدی عبور می‌کند، یا برای خروج از معاملات زمانی که قیمت به زیر میانگین متحرک می‌رسد. بیشتر معامله‌گران دوره‌های زمانی مختلفی را در میانگین‌های متحرک خود آزمایش می‌کنند تا بتوانند بهترین دوره ی زمانی را برای سهام مورد نظرشان پیدا کنند. به عنوان مثال در یک سهم ممکن است میانگین متحرک 50 روزه به عنوان یک سطح کلیدی حمایت و مقاومت عمل کند و در سهم دیگری میانگین متحرک 70 روزه.

سنجیدن اهمیت مناطق حمایتی و مقاومتی

همانطور که گفته شد، مناطق حمایتی و مقاومتی می توانند با نام سقف یا کف نیز شناخته شوند. قیمت یک دارایی را میتوان مانند یک توپ پلاستیکی در نظر گرفت که در یک اتاق پرش می کند و با برخورد به سقف (مقاومت) به پایین برمی گردد و بعد از برخورد به کف (حمایت) دوباره به سمت بالا می رود.

حال تصور کنید که این توپ پلاستیکی در اواسط پرواز به توپ بولینگ تبدیل شود. این نیروی اضافی، اگر در راه بالا اعمال شود، توپ را از سطح مقاومت عبور می دهد. همینطور در راه پایین، توپ می تواند کف را بشکند. در هر صورت، نیروی اضافی یا اشتیاق گاوها یا خرس ها برای شکستن حمایت یا مقاومت مورد نیاز است. هنگامی که یک سطح مقاومت شکسته می شود، آن سطح در آینده به عنوان یک حمایت برای قیمت سهم در نظر گرفته می شود. برعکس این موضوع برای سطوح حمایتی نیز برقرار می باشد.

نمودارهای قیمت به معامله گران و سرمایه گذاران این امکان را می دهد که به صورت بصری مناطق حمایت و مقاومت را شناسایی کنند و همچنین سرنخ هایی در مورد اهمیت این سطوح قیمتی ارائه می دهند. به طور دقیق تر، آنها به این موارد نگاه می کنند:

تعداد تماس ها

هر چه قیمت یک ناحیه حمایت یا مقاومت را بیشتر تست کند و یا به عبارت دیگر، یک سطح با تعداد دفعات بالا به عنوان یک سطح حمایت و مقاومت عمل کند، آن سطح از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. زمانی که قیمت ها از سطح حمایت یا مقاومت برمیگردند، خریداران و فروشندگان بیشتری متوجه این سطوح می شوند و تصمیمات معاملاتی را بر اساس سطوح حمایت کلیدی این سطوح قرار می دهند.

قدرت حرکت

هنگامی که یک سطح به عنوان حمایت یا مقاومت عمل می کند، هر چه قدرت حرکت قبل از آن بیشتر باشد، این سطح اهمیت بیشتری دارد. به عنوان مثال یک مقاومت که جلوی صعود تند و پر شتاب یک سهم را می گیرد، نسبت به مقاومتی که از صعود بیشتر قیمت در یک حرکت آهسته و بی رمق جلوگیری کرده است، اهمیت بیشتری دارد.

حجم

هر چه خرید و فروش بیشتر در یک سطح قیمتی خاص رخ داده باشد، سطح حمایت یا مقاومت قوی تر خواهد بود. این به آن دلیل است که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران این سطوح قیمت را به خاطر می‌آورند و تمایل دارند دوباره از آنها استفاده کنند. بنابراین یکی دیگر از فاکتورها هنگام مقایسه ی دو سطح مهم، حجم معاملات در آن سطوح می باشد.

زمان

اگر سطوح به طور منظم در مدت زمان طولانی آزمایش شده باشند، مناطق حمایت و مقاومت مهم تر می شوند.

جمع بندی

سطوح حمایت و مقاومت یکی از مفاهیم کلیدی مورد استفاده تحلیلگران تکنیکال است و اساس طیف گسترده ای از ابزارهای تحلیل تکنیکال را تشکیل می دهد. مبانی حمایت و مقاومت شامل یک سطح حمایتی است که می‌توان آن را کف قیمتی و یک سطح مقاومتی که می‌توان آنرا به عنوان سقف در نظر گرفت. قیمت‌ها کاهش (افزایش) می‌یابند و سطوح حمایت (مقاومت) را آزمایش می‌کنند، که یا این سطوح حفظ شده و قیمت بالا (پایین) می‌رود، و یا سطح حمایت (مقاومت) شکسته می‌شود و قیمت به حرکت خود ادامه داده و احتمالاً تا سطح حمایت (مقاومت) بعدی پایین‌تر (بالاتر) می‌رود.

مفهوم حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

مفهوم حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

مفاهیم حمایت و مقاومت بدون شک دو مورد از مهمترین ابزارهای تحلیل تکنیکال هستند. این عبارات توسط معامله گران برای اشاره به سطوح قیمت در نمودارها استفاده می شود که تمایل دارند به عنوان موانع عمل کنند و مانع از ادامه ی حرکت قیمت یک دارایی در جهت خاصی شوند. در ابتدا، توضیح و ایده پشت شناسایی این سطوح آسان به نظر می رسد، اما همانطور که متوجه خواهید شد، حمایت و مقاومت می تواند به اشکال مختلف باشد و تسلط بر این مفهوم دشوارتر از آنچه در ابتدا به نظر می رسد، می باشد.

تعریف حمایت و مقاومت

حمایت سطح قیمتی است که در آن می توان انتظار داشت یک روند نزولی به دلیل تمرکز تقاضا یا علاقه خرید متوقف شود. با کاهش قیمت دارایی ها یا اوراق بهادار، تقاضا برای آنها افزایش می یابد و در نتیجه خطوط حمایت تشکیل می شود. در همین حال، مناطق مقاومتی به دلیل شناسایی سودها زمانی به وجود می آیند که قیمت ها افزایش یافته است.

هنگامی که یک منطقه حمایت یا مقاومت شناسایی شد، آن سطوح قیمت می توانند به عنوان نقاط ورود یا خروج بالقوه عمل کنند، زیرا وقتی قیمت به نقطه حمایت یا مقاومت می رسد، یکی از این دو کار را انجام می دهد:

  • بازگشت قیمت از سطح حمایت یا مقاومت
  • شکسته شدن حمایت و مقاومت تا زمان رسیدن به حمایت و مقاومت بعدی

هنگامی که قیمت به سطوح حمایت و مقاومت می رسد، انجام معامله می تواند با ریسک بسیار کمی همراه باشد. چرا که اگر معامله گر در جهت اشتباه وارد معامله شده باشد، سریع متوجه شده و معامله ی خود را می بندد اما اگر در جهت درست وارد معامله شده باشد، حرکت پیش روی قیمت می تواند قابل توجه باشد.

سطوح حمایت ومقاومت افقی

آسانترین حمایت ها یا مقاومت ها، به صورت خطوط افقی می باشند. به عنوان مثال در شکل زیر توجه کنید که قیمت چندین بار در عبور از منطقه ی 39 دلار ناتوان بوده است. در این حالت، معامله گران سطح قیمت نزدیک به 39 دلار را سطح مقاومت می نامند. همانطور که از نمودار زیر می بینید، سطوح مقاومت به عنوان یک سقف در نظر گرفته می شوند، زیرا این سطوح قیمتی مناطقی را نشان می دهند که یک رالی صعودی در آنها به اتمام رسیده است.

سطح مقاومت

سطوح حمایت در روی دیگر سکه قرار دارند. حمایت به قیمت هایی در نمودار اشاره دارد که از ریزش بیشتر قیمت دارایی جلوگیری می کند. همانطور که از نمودار زیر می بینید، توانایی شناسایی سطح حمایت نیز می تواند با فرصت خرید همزمان باشد، زیرا به طور کلی این منطقه ای است که فعالان بازار شروع به بالا بردن قیمت ها می کنند.

مفهوم حمایت و مقاومت در تحلیل بورس

خطوط روند

مثال‌های بالا نشان می‌دهند که یک سطح ثابت از افزایش یا کاهش بیشتر قیمت دارایی جلوگیری می‌کند. این موانع ثابت یکی از محبوب‌ترین شکل‌های حمایت و مقاومت است، اما قیمت دارایی‌های مالی به طور کلی روند صعودی یا نزولی دارد، بنابراین دیدن این موانع قیمتی در طول زمان غیرعادی نیست. به همین دلیل است که مفاهیم روند و خطوط روند هنگام یادگیری حمایت و مقاومت مهم هستند.

زمانی که بازار روند صعودی را طی می کند، با کند شدن روند قیمت و شروع به حرکت مجدد به سمت خط روند، سطوح مقاومت شکل می گیرد. این در نتیجه شناسایی سود یا عدم اطمینان کوتاه مدت از ادامه ی روند توسط معامله گران اتفاق می افتد. پرایس اکشن حاصله یک افت جزئی در قیمت سهام را شکل می دهد که منجر به شکلگیری یک سقف کوتاه مدت می شود.

هنگامی که قیمت سهام به سمت حمایت خط روند کاهش می یابد، بسیاری از معامله گران توجه زیادی به قیمت اوراق بهادار خواهند داشت زیرا از نظر تاریخی، این منطقه ای بوده است که از کاهش قابل ملاحظه قیمت دارایی جلوگیری کرده است. برای مثال، همانطور که در نمودار زیر می بینید، یک خط روند می تواند برای چندین سال از قیمت یک دارایی حمایت کند.

خط روند

از سوی دیگر، زمانی که روند بازار به سمت نزول می رود، معامله گران به دنبال مجموعه ای از قله های نزولی هستند و سعی می کنند این قله ها را با یک خط روند به یکدیگر متصل کنند. هنگامی که قیمت به خط روند نزدیک می شود، بیشتر معامله گران مراقب فشار فروش دارایی هستند و ممکن است وارد یک موقعیت فروش شوند زیرا این منطقه ای است که در گذشته قیمت را به سمت پایین سوق داده است.

حمایت و مقاومت یک سطح مشخص، چه با یک خط روند یا از طریق هر روش دیگری کشف شود، هر چقدر که قیمت از نظر تاریخی قادر به شکست آن نباشد، قوی‌تر تلقی می‌شود. بسیاری از معامله‌گران تکنیکال از سطوح حمایت و مقاومت شناسایی‌شده خود برای انتخاب نقاط ورود/خروج استراتژیک استفاده می‌کنند، زیرا این مناطق اغلب قیمت‌هایی را نشان می‌دهند که بیشترین تأثیر را در جهت یک دارایی دارند. اکثر معامله گران در این سطوح به ارزش ذاتی دارایی اطمینان دارند، بنابراین حجم معاملات معمولا در این نقاط بیش از حد معمول افزایش می یابد و ادامه ی حرکت قیمت در جهت قبلی را دشوارتر می کند.

اعداد رند

یکی دیگر از ویژگی های مشترک سطوح حمایت و مقاومت این است که قیمت دارایی ممکن است برای حرکت فراتر از یک عدد رند، مانند 50 یا 100 دلار، با مشکل مواجه شود. اکثر معامله‌گران بی‌تجربه تمایل به خرید یا فروش دارایی‌ها را زمانی دارند که قیمت آن در یک عدد رند باشد. بیشتر قیمت‌های هدف یا حد ضررهای تعیین‌شده توسط سرمایه‌گذاران خرد یا بانک‌های سرمایه‌گذاری بزرگ به جای قیمت‌هایی مانند 50.06 دلار، در سطوح قیمتی رند قرار می‌گیرند. از آنجایی که بسیاری از سفارش‌ها در یک سطح قرار می‌گیرند، این اعداد به عنوان موانع قیمتی قوی عمل می‌کنند. اگر همه مشتریان یک بانک سرمایه گذاری سفارشات فروش را با هدف پیشنهادی مثلاً 55 دلار انجام دهند، جذب این فروش ها به حجم بسیار زیاد خرید نیاز دارد و بنابراین، سطحی از مقاومت ایجاد می شود.

میانگین های متحرک

اکثر معامله‌گران تکنیکال از اندیکاتورهای تکنیکال مختلف، مانند میانگین‌های متحرک، برای کمک به پیش‌بینی حرکت آینده استفاده می‌کنند، اما این معامله‌گران هرگز توانایی این ابزارها برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت را درک نمی‌کنند. همانطور که از نمودار زیر می بینید، میانگین متحرک یک خط دائما در حال تغییر است که داده های قیمت در گذشته را در نظر می گیرد و در عین حال به معامله گر اجازه می دهد حمایت و مقاومت را شناسایی کند. توجه داشته باشید که چگونه قیمت دارایی در میانگین متحرک، زمانی که روند صعودی است، حمایت می شود و چگونه در هنگام روند نزولی این خط به عنوان مقاومت عمل می کند.

آشنایی با حمایت و مقاومت در بورس

معامله‌گران می‌توانند از میانگین‌های متحرک به روش‌های مختلفی استفاده کنند، مانند پیش‌بینی حرکت صعودی زمانی که قیمت از یک میانگین متحرک کلیدی عبور می‌کند، یا برای خروج از معاملات زمانی که قیمت به زیر میانگین متحرک می‌رسد. بیشتر معامله‌گران دوره‌های زمانی مختلفی را در میانگین‌های متحرک خود آزمایش می‌کنند تا بتوانند بهترین دوره ی زمانی را برای سهام مورد نظرشان پیدا کنند. به عنوان مثال در یک سهم ممکن است میانگین متحرک 50 روزه به عنوان یک سطح کلیدی حمایت و مقاومت عمل کند و در سهم دیگری میانگین متحرک 70 روزه.

سنجیدن اهمیت مناطق حمایتی و مقاومتی

همانطور که گفته شد، مناطق حمایتی و مقاومتی می توانند با نام سقف یا کف نیز شناخته شوند. قیمت یک دارایی را میتوان مانند یک توپ پلاستیکی در نظر گرفت که در یک اتاق پرش می کند و با برخورد به سقف (مقاومت) به پایین برمی گردد و بعد از برخورد به کف (حمایت) دوباره به سمت بالا می رود.

حال تصور کنید که این توپ پلاستیکی در اواسط پرواز به توپ بولینگ تبدیل شود. این نیروی اضافی، اگر در راه بالا اعمال شود، توپ را از سطح مقاومت عبور می دهد. همینطور در راه پایین، توپ می تواند کف را بشکند. در هر صورت، نیروی اضافی یا اشتیاق گاوها یا خرس ها برای شکستن حمایت یا مقاومت مورد نیاز است. هنگامی که یک سطح مقاومت شکسته می شود، آن سطح در سطوح حمایت کلیدی آینده به عنوان یک حمایت برای قیمت سهم در نظر گرفته می شود. برعکس این موضوع برای سطوح حمایتی نیز برقرار می باشد.

نمودارهای قیمت به معامله گران و سرمایه گذاران این امکان را می دهد که به صورت بصری مناطق حمایت و مقاومت را شناسایی کنند و همچنین سرنخ هایی در مورد اهمیت این سطوح قیمتی ارائه می دهند. به طور دقیق تر، آنها به این موارد نگاه می کنند:

تعداد تماس ها

هر چه قیمت یک ناحیه حمایت یا مقاومت را بیشتر تست کند و یا به عبارت دیگر، یک سطح با تعداد دفعات بالا به عنوان یک سطح حمایت و مقاومت عمل کند، آن سطح از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. زمانی که قیمت ها از سطح حمایت یا مقاومت برمیگردند، خریداران و فروشندگان بیشتری متوجه این سطوح می شوند و تصمیمات معاملاتی را بر اساس این سطوح قرار می دهند.

قدرت حرکت

هنگامی که یک سطح به عنوان حمایت یا مقاومت عمل می کند، هر چه قدرت حرکت قبل از آن بیشتر باشد، این سطح اهمیت بیشتری دارد. به عنوان مثال یک مقاومت که جلوی صعود تند و پر شتاب یک سهم را می گیرد، نسبت به مقاومتی که از صعود بیشتر قیمت در یک حرکت آهسته و بی رمق جلوگیری کرده است، اهمیت بیشتری دارد.

حجم

هر چه خرید و فروش بیشتر در یک سطح قیمتی خاص رخ داده باشد، سطح حمایت یا مقاومت قوی تر خواهد بود. این به آن دلیل است که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران این سطوح قیمت را به خاطر می‌آورند و تمایل دارند دوباره از آنها استفاده کنند. بنابراین یکی دیگر از فاکتورها هنگام مقایسه ی دو سطح مهم، حجم معاملات در آن سطوح می باشد.

زمان

اگر سطوح به طور منظم در مدت زمان طولانی آزمایش شده باشند، مناطق حمایت و مقاومت مهم تر می شوند.

جمع بندی

سطوح حمایت و مقاومت یکی از مفاهیم کلیدی مورد استفاده تحلیلگران تکنیکال است و اساس طیف گسترده ای از ابزارهای تحلیل تکنیکال را تشکیل می دهد. مبانی حمایت و مقاومت شامل یک سطح حمایتی است که می‌توان آن را کف قیمتی و یک سطح مقاومتی که می‌توان آنرا به عنوان سقف در نظر گرفت. قیمت‌ها کاهش (افزایش) می‌یابند و سطوح حمایت (مقاومت) را آزمایش می‌کنند، که یا این سطوح حفظ شده و قیمت بالا (پایین) می‌رود، و یا سطح حمایت (مقاومت) شکسته می‌شود و قیمت به حرکت خود ادامه داده و احتمالاً تا سطح حمایت (مقاومت) بعدی پایین‌تر (بالاتر) می‌رود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.